نام کاربري : کلمه عبور : عضو انجمن نيستيد ! همين حالا عضو شويد . | کلمه عبور خود را فراموش کرده ام !







آغاز شده توسط
متن
elyas آفلاين



تعداد ارسال ها: 3443
تاريخ عضويت: 23 /10 /1391
محل زندگي: البرز
سن: 25
تعداد تشکر کرده: 2955
تعداد تشکر شده: 15172
[Custom_Field_Content]
انجمن اي ار ارتش

ناو سروان شهید محمد رضا مرادی
\"شهیدی که در مقاومت خرمشهر سرش را داد
ناو سروان شهید محمد رضا مرادی
تکاور نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران





شهادت= ۸ مهر ۱۳۵۹خرمشهر

مسئول تفنگ ۱۰۶ بود که در مقاومت سی و چهار روزه خرمشهر در نبردی عاشورایی سرش قطع شد و به شهادت رسید.

شهید تکاور محمدرضا مرادی فرمانده تفنگ های 106 با افرادش در پلیس راه خرمشهر، راه تانک های دشمن را سد کرده اند.
.
ماجرای دلاوری و شهادت شهید مرادی از زبان ناخدا هوشنگ صمدی:

ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺭﺿﺎ ﯾﮑﻪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺁﻥ ﺑﯽ ﺻﻔﺘﺎﻥ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺁﺗﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﯼ ﺍﻭ ﻫﺴﺘﻢ ﻋﻘﺐ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺩﻟﻢ ﺭﯾﺨﺖ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺍﻭ ﺑﺮﻭﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻣﭗ ﺟﺎﺩﻩ ﺯﺩﻡ ﺭﺿﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻠﯿﮏ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺸﺖ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
- ﺟﻨﺎﺏ ﻧﺎﺧﺪﺍ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﻔﺴﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﺷﻤﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻏﺮﺏ ﺟﺎﺩﻩ ﺑﺮﻭﻡ ﻭ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺁﺗﺶ ﮐﻨﻢ
- ﺭﺿﺎ ﺟﺎﻥ ﺑﻤﻮﻥ ﻣﻦ ﻣﯿﺮﻡ
- ﻧﻪ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﮔﺬﺍﺭﯼ ﮐﺮﺩﻡ ﺁﻣﺎﺩﺱ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﺎﻡﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺟﺎﺩﻩ ﺧﯿﺰ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ 106 ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﺮﻭﺩ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ، ﮔﻮﯾﯽ ﺻﺪﺍﯼ ﺷﻠﯿﮏ ﺗﺎﻧﮏ ﺭﺍ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﭼﻨﺪ ﻣﺘﺮ ﺟﻠﻮ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺭﺿﺎ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺭﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﺩ ﻭ ﺧﺎﮎ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﻓﺖ ﺩﯾﺪﻡ ﺭﺿﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﺳﺮ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺩﻭﯾﺪﻥ ﺍﺳﺖ . ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻭ ﻣﮑﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻧﺎ ﺧﻮﺩ ﺁﮔﺎﻩ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺟﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺍﻭ ﺩﻭﯾﺪﻡ ﻭ ﭘﯿﮑﺮ
ﺑﯽ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﻣﯿﺰﺩ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﮔﺮﻓﺘﻢ ، ﺭﺿﺎ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭﯼ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﮐﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﺁﻣﺪ ﻓﻘﻂ ﻣﺤﮑﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺍﯾﻦ
ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺩﻟﯿﺮ ﺭﻭ ... ﺳﺮﻡ ﺭﻭ ﺭﻭﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩ
ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺣﺠﻤﻪ ﯼ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮎ ﺁﺗﺶ ﺍﺯ ﻋﻤﻖ ﻭﺟﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ.
جای پایتان تا ابد در خرمشهر ماندگار شد.



خاطره ای از زبان برادر شهید ناو استوار تکاور محمدرضا مرادی

سال 1352 بود. برادرم پس از طی دوره کوتاهی، تازه از انگلستان به وطن بازگشته بود.

به دیدن او رفتم و از اوضاع و احوال آنجا پرسیدم. می خواستم بدانم بر او چه گذشته و چه خاطراتی دارد؛ ولی برخلاف انتظار من، محمد شروع کرد به بد و بیراه گفتن به آنها.

خیلی تعجب کردم! معمولاً کسانی که از خارج بر می گشتند، از چیزهایی که برایشان جلب نظر کرده بود، می گفتند و با آب و تاب، دهان همه را آب می انداختند. از خیابان های تمیز، از عدم وجود ترافیک، غذای خوب، بهداشت عالی و نظم و ترتیب خارجی ها؛ ولی محمد چیزی را دیده بود که تمامی این برتری ها در مقابلش بی ارزش شده بودند.

او گفت: «داداش، اینها اصلاً برای ما ارزش قائل نیستند. ما را زیر دست خودشان حساب می کنند. واقعاً فکر می کنند ارباب ما هستند. همش هم زیر سر این شاه لعنتی است. ما آنجا نه اعتبار داریم و نه آبرو و ارزش.»
محمد هیچ گاه از ارزش هایی که باور داشت، دست نکشید و با پیروزی انقلاب اسلامی، جان تازه ای گرفت.

هنگامی که امام به ایران آمد، به من گفت: «من خودم را فدای اسلام و آقای خمینی خواهم کرد.»
او بر این اعتقادات ایستاد و در لباس تکاوری، به جبهه های نبرد شتافت تا عزت و اعتبار مملکتش را دو چندان کند و مکتب انسان سازش را به جهانیان بشناساند و تا جایی بر این اعتقاد خود پافشاری کرد که سرش را از دست داد.

تانک هایی که محمد به سوی آنها شلّیک می کرد و با فریاد «الله اکبر»، شانزده دستگاه از آنها را به آتش کشاند، گویای مقاومت او در صحنه نبردند.


شهید محمد مرادی در تاریخ 1359/07/08 به شهادت رسید و پیکر بدون سرش، امروز در پهنه بهشت زهرا، فریاد «هیهات منّا الذّله» را سر می دهد و مریم دختر او، رساننده ی پیام پدر می باشد.»
امضاي کاربر :


قدر امنیت ، قدر آبی که می خوریم ، قدر ظرف غذایمان ، قدر راحتی خواب شب ، قدر مراسمات شب نشینی و اعیاد و شهادت ها ، قدر خیلی چیزهای حتی ساده را بدانیم ، حتی قدر اینکه راحت نشسته ایم و میتوانیم بدون ترسی حرف بزنیم حرف های روزانه ، قدر بدانیم و شاکر.

زنده باد کسانی که در مناطق محروم برای آسایش و امنیت مردم عزیز ایران به دور از آسایش و رفاه زندگی میکنند.

زنده باد کشور همیشه سرافراز ایـــــــران
سه شنبه 30 خرداد 1396 - 18:20
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 8 کاربر از elyas به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: amirmasoud &rubik &asd &behzad005 &espadan &mehdi &crounus2000 &galla &


تعداد ارسال ها: 433
تاريخ عضويت: 23 /1 /1395
تعداد تشکر کرده: 7583
تعداد تشکر شده: 2497
[Custom_Field_Content]
انجمن آي آر ارتش

پاسخ : 1 RE ناو سروان شهید محمد رضا مرادی
ابتدا شادی روح همه شهدا صلوات.
از پدر و مادر شهدایی مانند شهید مرادی، شهید بابایی، شهید چمران و دیگر شهدایی که بخشی از زندگی خود را در خارج از کشور گذرانده و حتی در آنجا تحت آموزش بوده اند باید پرسید ( در بسیاری موارد می پرسیدیم) که فرزندان خود را چگونه و بر چه اساس تربیت نموده بودند که در اوج خطر و جنگ، همه امکانات خارج کشور را رها کرده و به دفاع از کشور خود مبادرت کردند و جان خود را در این راه دادند؟
چهارشنبه 31 خرداد 1396 - 00:31
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 4 کاربر از espadan به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: asd /mehdi /crounus2000 /galla /



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.




انجمن نظامی آی آر ارتش