نام کاربري : کلمه عبور : عضو انجمن نيستيد ! همين حالا عضو شويد . | کلمه عبور خود را فراموش کرده ام !







آغاز شده توسط
متن
rubik آفلاين



تعداد ارسال ها: 546
تاريخ عضويت: 2 /4 /1395
محل زندگي: یاسوج
سن: 24
تعداد تشکر کرده: 3898
تعداد تشکر شده: 3086
نیروی هوافضای سپاه پاسداران
انجمن اي ار ارتش

سوال مهم در مورد موشک های بالستیک
سلام بچه هااااااااا چطورین ... یه سوال دارم : چرا در موشک های بالستیک مثل قیام - سجیل - عماد - قدر و حتی ذولی ( ذوالفقار ) ، دماغه نوک تیز نیست و بصورت منحنی ساخته شده ؟ در حالی که میدونیم در سرعت های مافوق صوت باید دماغه نوک تیز باشه مثل فاتح 313 - هرمز - راکت فجر 5 و غیره ...

دماغه ی منحنی شکل موشک قیام :





دماغه ی سجیل :



دماغه ی ذولی جون :



خواهشا جواب بدین چون جوابشو نمیدونم ...

یا حیدر کرار ...
دوشنبه 20 شهریور 1396 - 21:24
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 10 کاربر از rubik به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: alij &espadan &asd &crounus2000 &mehdi &hk416 &behzad005 &viper-59 &rahimiamin &san &


تعداد ارسال ها: 775
نیروی زمینی ارتش ج.ا.ا

پاسخ : 1 RE سوال مهم در مورد موشک های بالستیک
شاید برای کم شدن اثر حرارت هنگام شیرجه به سطح زمینه که کامل نوک تیز طراحی نمیشه !


امضاي کاربر :
دوشنبه 20 شهریور 1396 - 22:13
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 8 کاربر از alij به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: rubik /espadan /asd /crounus2000 /mehdi /hk416 /behzad005 /viper-59 /


تعداد ارسال ها: 847
نیروی هوافضای سپاه پاسداران

پاسخ : 2 RE سوال مهم در مورد موشک های بالستیک
به طور مثال موشک اسکاد نسبت به دیگر انواع موشکهای نسل بعدی خود نوک تیزتری دارد،ولی این موضوع باید مد نظر

قرار بگیرد که سرعت این موشک بیش از 5 ماخ نیست و بدنه تحمل این سرعت را بعد از نوک گرافیتی دارا میباشد و فشار

و اصطکاک حاصله را تحمل میکند،ولی در موشکهای برد بلندتر به جهت افزایش تصاعدی سرعت و سقف پروازی و سرعت

خیلی بیشتر هنگام اصابت اگر قرار به تیز بودن نوک گرافیتی باشد پوسته کلاهک هم تحت تاثیر شدید اصطکاک و گرمای

حاصله قرار میگیرد،یکی از دلایلی که اصطلاحا نوک این موشکها حالت پارابلوم دارد این است که فشار وارده در ابتدا به

کلاهک موشک و در رده بعدی بدنه موشک کاهش یابد.

در مورد موشکهایی مانند زلزال و فاتح و یا راکتهایی مانند فجر 5 نیز باید یاد آور شد که کلا هم زمان پرواز و هم سرعتشان

نسبت به موشکهای برد بلندی مانند عماد و سجیل بسیار کمتر است و فشار کمتری را متحول میشوند و چون ارتفاع پروازی

آنها نیز در محدوده جو غلیظ زمین میباشد نوک تیز تری باید داشته باشند.

در تصویر زیر اگر به سر جنگی ذوالفقار دقت کنید متوجه میشید که بعد از نوک گرافیتی سیاه رنگ بدنه سرجنگی یکدست

مخروط نیست! و کمی شیب دار شده به جهت پس زدن فشار وارد از کنار بدنه اصلی و کاهش تراکم.



نمایش میزان فشار وارده بر موشکی مانند اسکاد در تصویر زیر



امضاي کاربر :
سه شنبه 21 شهریور 1396 - 19:00
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 10 کاربر از viper-59 به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: arjemandi1357 /behrouz07 /alij /mortal /rubik /espadan /asd /hk416 /behzad005 /mehdi /


تعداد ارسال ها: 546
نیروی هوافضای سپاه پاسداران

پاسخ : 3 RE سوال مهم در مورد موشک های بالستیک
سلام ضمن تشکر از بچه ها بابت همدردیشون :)) ... دم اقا علی و اقا وایپر گرم که جواب دادند و خیلی ( یعنی بسیار ) استفاده کردیم ( فدامدا ) ... بقیه بچه ها هم هرچی میدونند بگن .. کلاس درس نیست که بگیم اگه تیکه بپرونین یا اشتباه بگین سرزنش میشین ! از هر منظر ازادین ... اقا اصن بمن فهش بدین ( از این بدتر مگه داریم ؟ ! ) فقط تو مباحث شرکت کنین ...

اخوی وایپر و اخوی علی هردوتاشون صحیح گفتند و فقط یکم جزئیاتش مونده که انشالله باهم بررسی میکنیم ولی در طی دو پست جداگانه ...

در این پست قراره در مورد لایه ی مرزی یک رفع ابهام بکنیم و انشالله در پست بعدی سراغ جواب کامل سوال تاپیک میریم ...

به نام خداوند لوح و قلم شروع میکنیم در مورد دو نوع مختلف رفتار لایه ی مرزی صحبت و تبادل نظر کردن .....

پروفایل سرعت سیال در مواجهه با لایه ی مرزی در این دو صورت باهم متفاوته : 1- هنگام عبور سیال از یک صفحه ی تخت 2- هنگام عبور سیال در یک مسیر دورانی ( یا منحنی شکل )

نکته 1 : همونطور که میدونیم لایه ی مرزی به دو بخش اصلی لایه ی خطی و لایه ی آشفته ( تولید گردابه و جدایش جریان ) تقسیم بندی میشه و به نقطه ای که لایه ی مرزی از حالت خطی به حالت آشفته تغییر رفتار میده ، میگیم نقطه ی انتقال ....

نکته ی 2 : گرادیان فشار منفی ( گرادیان فشار مطلوب ) در لایه ی مرزی خطی اتفاق افتاده و گرادیان فشار معکوس ( گرادیان فشار نامطلوب ) در لایه ی مرزی آشفته رخ میده ....

ابتدا مسیر منحنی شکل رو باهم بررسی میکنیم ... وقتی یک جسم در حالت دوران قرار داره طبق قانون اول و دوم نیوتون ، دو نیروی مساوی و خلاف جهت بر جسم در حال دوران وارد شده و باعث پایداری حرکتی جسم میشه ... این دو نیروی مخالف ، نیروی مرکز گرا و گریز از مرکز نام دارند ..

قانون اول نیوتون : یک جسم ثابت ، ثابت میمونه و یک جسم در حال حرکت ( با سرعت ثابت و بدون تغییر جهت ) ، در حرکت باقی میمونه مگر اینکه نیرویی از خارج بر جسم وارد بشه ... پس طبق قانون اول نیوتون اگر جسمی داشته باشیم که در یک خط راست و با سرعت اولیه و ثابت در حال حرکت باشه ، اگر نیروی خارجی بر این جسم وارد نکنیم ، جسم مورد نظر حرکت خودش رو بدون توقف ادامه میده ...
قانون دوم نیوتون : اگر به یک جسم نیروی حرکتی وارد کنیم ، طبیعتا اون جسم در جهت اعمال نیرو شتاب میگیره و این شتاب رابطه ی مستقیم با میزان نیروی وارده و رابطه ی عکس با جرم جسم داره ...

خلاصش کنم ... اگر به خورشید و زمین نگاه کنیم میبینیم که زمین در یک مدار بیضوی شکل دائما به دور خورشید در حال گردشه ( دوران کردن ) بدون از اینکه به خورشید نزدیک و یا از خورشید دور بشه و یا حتی از مدار حرکتی خودش خارج بشه ! اما چرا ؟
وقتی زمین به دور خورشید میچرخه ، نیروی گرانش خورشید زمین رو به سمت خودش میکشونه ( زمین هم خورشید رو به سمت خودش میکشونه ) ، اگر ما خورشید رو مرکز دایره ای در نظر بگیریم که زمین دور تا دور این دایره در حال گردشه ، اونوقت بواسطه ی دوران کردن زمین به دور خورشید ، دو نیروی مرکز گرا ( به سمت مرکز دایره یا خورشید ) و گریز از مرکز ( عمود بر جهت حرکتی جسم ) بر زمین وارد شده چرا که اگر هریک از این دو نیرو حذف بشه ، زمین یا به طرف خورشید کشیده میشه و یا از مدار خودش خارج شده و سرگردان در عالم هستی قرار میگیره !!
پس تا اینجا متوجه شدیم که برای هر حرکت دورانی و یا حرکت در یک مسیر منحنی شکل ، دو نیروی خلاف جهت و مکمل همدیگه تحت عنوان نیروی مرکز گرا و گریز از مرکز وجود داره ...

یک مسیر دورانی کامل :



در شکل بالا جایی که نوشته شده ( Front Stagnation Point ) اون جا جاییه که هوا ابتداعا به گوی یا استوانه برخورد کرد و به نقطه ی ایستا رسیده یعنی سرعت صفر و فشار استاتیک ( نتیجتا فشار کل ) در بالاترین مقدار قرار داره و بواسطه ی صفر شدن سرعت هوا ، انرژی هوا کاملا از بین رفته ! برای حفظ انرژی و چابکی هوا باید دقیقا عکس نقطه ی ایستا رخ بده ! یعنی باید سرعت هوا زیاد ( فشار دینامیک بالا ) و فشار کم بشه تا از این طریق مجددا هوا انرژی خودش رو بازیابی کنه ... جایی که نوشته ( Edge of Boundary Layer not streamline ) اون جا نوشته شده که این خط مربوط به خطوط جریان نیست و محدوده ی ویسکوز لایه ی مرزی رو نشون میده ! یعنی از خط مشخص کننده ی لایه ی مرزی به داخل ، جزو محدوده ی لایه ی مرزی به حساب میره و باعث تغییرات متعددی در ویژگی های هوا میشه و ما بهش میگیم جریان پایین دستی یعنی جریانی که از داخل لایه ی مرزی عبور کرده و ویژگی ها تغییر میکنه و به جریان هوایی که به دور از تاثیر پذیری از لایه ی مرزی از اطراف جسم عبور میکنه ، میگیم جریان بالا دستی ... اگر جسم بالا رو مثل کره ی زمین در نظر بگیریم و به قطب شمال و جنوبش دقت کنیم میبینیم که از یه جایی به بعد ، جریان هوا نمیتونه مسیر مدور ( دایره ای شکل ) جسم رو دنبال کنه و دور تا دور جسم بچرخه ! لذا در قطبین هوا جدا میشه ( در جایی که نوشته شده Separation Point ) ... اگر دقت کنیم قبل از نقطه ی جدایش به انگلیسی نوشته شده : لایه ی مرزی همچنان باریک مانده و گرادیان فشار از نوع مطلوب ( منفی ) است !! و درست بعد از نقطه ی جدایش به انگلیسی نوشته شده : بواسطه ی گرادیان فشار معکوس ( نامطلوب ) ، سریعا بر ضخامت لایه ی مرزی افزوده شده و لایه ی مرزی از حالت خطی به آشفته تبدیل شده و نتیجتا به جدایش جریان و پیدایش ناحیه ی Wake یا همون گردابه در پشت جسم ختم شده است !
حرکت دورانی کامل ( دور زدن کامل به دور یک دایره ) بعنوان مثال برای یک اتومبیل صدق میکنه و نه برای هوا !!! لذا ما برای هوا ( بعنوان یک سیال ) تنها مسیر منحنی شکل رو داریم و باید طبق این مسیر منحنی شکل مشخص کنیم که کجاها سیال چسبیده به سطح ( لایه ی مرزی خطی ) و کجاها سیال از سطح جدا شده ( لایه ی مرزی آشفته ) ...

لذا حرکت واقعی یک سیال بدور استوانه رو در عکس زیر میتونیم مشاهده کنیم :



در واقع سطح منحنی شکل بالا ، همون قطبینی هستند که پیشتر بهش اشاره شد ! و نقطه ی S همون نقطه ی جدایش جریانه !!! اما نیروی مرکز گرا و گریز از مرکز چه ارتباطی با حرکت منحنی شکل هوا از روی یک سطح منحنی شکل دارند !
همونطور که قبلا گفتیم ، دو نیروی مرکز گرا و گریز از مرکز در تعامل و همکاری باهمدیگه باعث پایدار موندن حرکت شیء یا سیال به دور یک جسم مدور میشن و فقدان هر یک از این دو نیرو باعث جذب و یا دفع سیال یا شیء به ترتیب به طرف مرکز جسم و یا دور از جسم میشه ...
در شکل بالا تا نقطه ی P ، هوا مسیر منحنی شکل جسم رو طی میکنه فلذا دو نیروی مرکز گرا و گریز از مرکز باعث جسبیده موندن هوا به سطح جسم میشن ! در چنین شرایطی ، گرادیان فشار منفی رخ میده و اثر ویسکوزیته ( در نتیجه ی اصطکاک سطح و سیال ) رو روی سیال کاهش میده و باعث میشه که سرعت سیال در گذر از سطح جسم کمتر کاهش پیدا کنه و نتیجش میشه : سرعت زیاد = انرژی زیاد = فشار کم ! و نتیجه ی تمامی این موارد میشه : بسیار نازک باقی موندن ضخامت لایه ی مرزی و موندگاری بیشتر حالت خطی لایه ی مرزی و به تعویق افتادن افزایش ضخامت لایه ی مرزی و تبدیل این لایه از حالت خطی به اشفته ...
اما از نقطه ی S به بعد که همون نقطه ی جدایش هستش ، دیگه هوا نمیتونه طبق اثر کوندا مسیر منحنی شکل سطح رو دنبال کنه و طبیعتا با فاصله ی گرفتن هوا از سطح جسم ، دیگه نیروی مرکز گرایی از طرف مرکز جسم به هوا جهت کشش هوا به سمت خودش وارد نمیشه و تنها نیروی گریز از مرکزه که هوارو تحت تاثیر خودش قرار میده و باعث فاصله ی گرفتن بیش از پیش لایه های هوا از سطح جسم شده در چنین شرایطی ، گرادیان فشار معکوس رخ میده و این گرادیان دقیقا برعکس گرادیان فشار منفی ، باعث کاهش سرعت و افزایش فشار هوا شده و بر اثر ویسکوزیته افزوده میشه و نتیجتا سریعا بر ضخامت لایه ی مرزی افزوده و پدیده ی جدایش جریان تسریع پیدا میکنه ...

خلاصه ی تمامی موارد فوق در یک نگاه :

در یک مسیر منحنی شکل ، لایه ی مرزی به دو بخش عمده تقسیم میشه :

1- لایه ی مرزی خطی = ضخامت بسیار کم = لایه های هوا منظم و بدون از برخورد به همدیگه در مجاور هم در حال عبور از روی سطح هستند = گرادیان فشار منفی ( مطلوب ) = سرعت بالا = انرژی بالا = فشار کم = نازک باقی موندن ضخامت لایه ی مرزی و به تعویق افتادن افزایش ضخامت و تشکیل لایه ی مرزی اشفته در طول جسم ...

2- لایه ی مرزی آشفته : ضخامت زیاد = لایه های هوا بطور نا منظم و سرگردان ( :/ ) در حال دور دور کردن هستن :) = گرادیان فشار معکوس ( نامطلوب ) = سرعت کم = انرژی کم = فشار زیاد = افزایش ضخامت لایه ی مرزی و تسریع بخشیدن به فرآیند جدایش جریان در پشت جسم و پیدایش ناحیه ی Wake

بررسی عبور سیال از روی یک سطح مسطح : همه ی موارد فوق نقض شده و بر روی یک صفحه ی مسطح ، سرعت هوا در هر دو حالت خطی و اشفته کاهش ( به نسبت متفاوت ) و اثر ویسکوزیته اصلی ترین عامل در کاهش سرعت هوا و افزایش فشار به شمار میره و طبیعتا با افزایش طول سطح مسطح و افزایش تماس ( اصطکاک ) هوا با سطح ، بر ضخامت لایه ی مرزی افزوده شده ....

پی نوشت : وقتی لایه ی مرزی داشته باشیم ، دو نوع درگ خودش رو نمایان میکنه : 1- درگ ناشی از اصطکاک پوسته ای 2- درگ فشاری

1- بعلت تنش برشی کمی که در لایه ی مرزی خطی وجود داره ، درگ ناشی از اصطکاک پوسته ای کمه ولی نهایتا هنگام جدایش جریان در انتهای جسم باعث افزایش درگ فشاری میشه

2- درگ فشاری توسط جریان آشفته ( با لایه ی مرزی آشفته اشتباه گرفته نشه ) و بعلت به تعویق افتادن زمان جدایش جریان ، کاهش پیدا میکنه ولی باعث افزایش درگ ناشی از اصطکاک پوسته ای بواسطه ی تنش برشی بالاتر میشه .....

پی نوشت 2 : طبق موارد بالا باید متوجه شده باشیم که بالاخره هرکاری کنیم در اثر اصطکاک هوا با بدنه ، لایه ی مرزی تشکیل میشه و همینطور متوجه شدیم که لایه ی مرزی خطی بسیار بهتر از لایه ی مرزی آشفته هستش ولی باز هم هرکاری کنیم نمیتونیم لایه ی مرزی رو مثلا در طول بال یک هواپیما تماما خطی نگه داریم ! چون بالاخره در نقطه ای از بال ، لایه مرزی از حالت خطی به آشفته تغییر فاز میده ولی اگر بتونیم بر روی لبه ی حمله ی بال و تا نزدیکای مرکز لیفت بال ، جریان لایه ی مرزی رو بصورت آرام نگه داریم میشه نور علی نور ! لذا تغییرات بسیار بسیار جزئی که حتی اصلا به چشم هم نمیاد ، میتونه لایه ی مرزی رو بصورت خطی نگه داره ! یکی از این راه ها همطراز کردن پرچ های بال با سطح بال هستش یعنی وقتی روی بال دست میکشیم ، هیچ سطح برآمده ای ( سطح اضافه ) بواسطه ی پرچ ها روی بال احساس نکنیم و پرچ ها کاملا یکدست با بال نصب شده باشند :



در عکس بالا ، پرچ های زیادی مشخص هستند ولی پرچ هایی که توسط فلش علامت گذاری شدند ، کاملا هم سطح با بال هستند و لذا همین یک تغییر بسیار کوچیک میتونه به حفظ حالت خطی لایه ی مرزی کمک کنه ... از طرفی در لبه ی فرار بال نیازی به هم سطح کردن پرچ ها با بدنه ( بال ) نیست چون در انتهای بال مطمئنا لایه ی مرزی بواسطه ی اصطکاک زیاد به حالت آشفته تبدیل شده و هم سطح کردن پرچ ها با سطح بال تاثیری در بهبود لایه ی مرزی نداره فلذا در لبه ی فرار بال از پرچ های معمولی استفاده میکنند ...

در پست بعدی به سوال تاپیک پاسخ داده میشه ...

یا حیدر کرار ....
سه شنبه 21 شهریور 1396 - 22:41
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 9 کاربر از rubik به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: espadan /asd /behrouz07 /viper-59 /alij /hk416 /behzad005 /mehdi /rahimiamin /


تعداد ارسال ها: 60

پاسخ : 4 RE سوال مهم در مورد موشک های بالستیک
روبیک جان فکر کنم به یکم مرخصی و عوض کردن آب و هوا نیاز داری برادر. فکر کنم همین 1-2 ماه قبل بود که مشخصاً خودت توی یکی از تاپیکها در مورد دلایل طراحی این شکلی کلاهک این موشکها نوشته بودی و حالا به همین زودی فراموش کردی و موضوع رو تکرار می کنی؟!؟ نگو بگرد که حوصله اش رو ندارم، اما مطمئنم که در مورد این تیپ طراحی سر موشکها توضیحات کاملی دادی
چهارشنبه 22 شهریور 1396 - 00:45
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 6 کاربر از hossein به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: espadan /rubik /alij /hk416 /asd /behzad005 /


تعداد ارسال ها: 546
نیروی هوافضای سپاه پاسداران

پاسخ : 5 RE سوال مهم در مورد موشک های بالستیک
نقل قول از hossein
روبیک جان فکر کنم به یکم مرخصی و عوض کردن آب و هوا نیاز داری برادر. فکر کنم همین 1-2 ماه قبل بود که مشخصاً خودت توی یکی از تاپیکها در مورد دلایل طراحی این شکلی کلاهک این موشکها نوشته بودی و حالا به همین زودی فراموش کردی و موضوع رو تکرار می کنی؟!؟ نگو بگرد که حوصله اش رو ندارم، اما مطمئنم که در مورد این تیپ طراحی سر موشکها توضیحات کاملی دادی

خدایی منکه یادم نمیاد ولی چند روزه قاطی کردم :) ... کم کم باید خودمو بازنشسته کنم ... حالا بیخیال توهم نظرتو بگو عشق و حال کنیم ... انشالله در آخر همین تاپیک چندتا نکته در مورد خودم هست که باید بگم و اگه نگم حقیقتا خیانت به خوانندگان مطالبمه و اون دنیا باید جوابگو باشم :)
چهارشنبه 22 شهریور 1396 - 02:50
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 6 کاربر از rubik به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: alij /espadan /hk416 /viper-59 /asd /behzad005 /


تعداد ارسال ها: 775
نیروی زمینی ارتش ج.ا.ا

پاسخ : 6 RE سوال مهم در مورد موشک های بالستیک
البته حسین آقا درست میگه
توی تاپیک نگاهی ساده بر موشک های بالستیک یه سری توضیحات در مورد دماغه موشک ها هست ولی جزییاتش گفته نشده بازم خوبه جدا بهش پرداخته بشه...
امضاي کاربر :
چهارشنبه 22 شهریور 1396 - 07:21
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 7 کاربر از alij به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: espadan /hk416 /viper-59 /rubik /asd /behzad005 /mehdi /


تعداد ارسال ها: 546
نیروی هوافضای سپاه پاسداران

پاسخ : 7 RE سوال مهم در مورد موشک های بالستیک
سلام به همه بچه مچه های جیجر انجمن .. چه خبرا .. کی تو انجمن شیفته ی جذابیت من شده ؟؟ خب معلومه همه :))

امروز میخوایم باهم جواب سوال رو بدیم ....

در واقع دماغه ی بدون نوک ( Blunt Shape Body ) که تصاویرش رو در بالا قرار دادیم به تئوری آقای Harvey Julian Allen یکی از کله گنده های ناسا برمیگرده ....

اساسا منابع تولید گرما بر روی بدنه ی یک وسیله ی پرنده ناشی از 2 منبعه : 1- گرمای آئروداینامیکی 2- امواج شوک

1- گرمای آئروداینامیکی : همونطور که میدونیم در خارج از جو زمین بعلت رقیق بودن و کم چگال بودن بیش از حد ذرات هوا ، عملا نیازی به طراحی آئروداینامیک خاصی نداریم چون هوایی وجود نداره که بخواد روی پرندمون تاثیر بزاره ! نمونش همین سرجنگی EKV استاندارد 3 که میبینیم هیچ طراحی خاصی نداره ! چون حوزه ی فعالیتش در فاز میانی موشک های بالستیکه یعنی زمانی که موشک خارج از جو قرار داره .... بیخی !
اما زمانی که یک موشک بالستیک وارد جو زمین زمین میشه ( Re-entry ) اونجا دیگه ماجرا فرق فوکوله !! در این شرایط هوا اصطکاک شدید با بدنه داره و وقتی اصطکاک داشته باشیم ، خود به خود تنش برشی میان لایه ها ی هوا و بدنه ( بعنوان سطح ) داریم و نتیجه ی تمامی این موارد میشه تشکیل لایه ی مرزی و تولید حرارت در اثر اصطکاک .. درست مثل اینه که شما دوتا کف دستتون رو روی هم قرار بدین و به سرعت بالا پایین کنین ! به وضوح میبینیم که بعلت اصطکاک ، کف دستمون داغ میشه !
تنش برشی هم قبلا گفتیم که وقتی دوتا لایه در خلاف جهت روی همدیگه حرکت کنند ... بعنوان مثال یک موشک داره به سمت چپ حرکت میکنه و هوا از سمت راست به موشک برخورد میکنه ... در چنین شرایطی هوایی که در مجاورت ( نزدیکی ) بدنه ی موشک رد میشه ، وارد تنش برشی با سطح موشک شده و مولکول های سطح و هوا در مقابل لغزیده شدن یا حرکت کردن روی همدیگه از خودشون مقاومت نشون میدن و همین مقاومت باعث کاهش سرعت عبور هوا از روی سطح موشک شده که ما بهش میگیم اصطکاک و باعث انباشته شدن لایه های هوای کم سرعت روی همدیگه ( تراکم مولکولی ) و نهایتا تشکیل لایه ی مرزی و گرمای درون لایه ی مرزی میشه ... از طرفی خود تراکم مولکولی درون لایه ی مرزی باعث تولید گرما میشه ! درست مثل اینه که در یک اتاق تنگ و کوچیک قرار بگیریم که تراکم مولکولی بالا باشه و طبیعتا گرممون میشه و تعریق میکنیم !! ولی اکثر گرمای لایه ی مرزی بواسطه ی اصطکاک و تنش برشی حاصل شده و تنها بخش کمی از این گرما رو مولکول های فشرده شده روی همدیگه ( تراکم مولکولی ) ، تشکیل دادند ....

2- گرمای تولید شده توسط امواج شوک : خداااااااا :) !! 500 بار گفتیم که در گذر از یک موج شوک ، اِنتروپی هوا افزایش پیدا میکنه یعنی افزایش جنب و جوش بین مولکولی و افزایش حرکات تصادفی و برخوردهای تصادفی مولکول ها به همدیگه که نتیجش میشه افزایش دما ....

لذا اینکه میگن بخشی از انرژی جنبشی موشک پس از ورود مجدد به اتمسفر زمین به گرما تبدیل میشه ، بخاطر همین دوتا موضوعی بود که توضیح داده شد ...

پس اگر یک موشک بالستیک در سرعت های مافوق صوت و خصوصا فرا مافوق صوت ( هایپرسونیک ) پرواز کنه ، هر دو منبع تولید گرما بر روی دماغه ی ( کلاهک ) موشک تشکیل میشه ! هم لایه ی مرزی و هم امواج شوک ...

از طرفی لایه ی شوک ( هوای محصور شده بین لایه ی شوک و سطح جسم ) نمیتونه گرماش رو به لایه ی مرزی منتقل کنه و برعکس ! چون اگر این دو منبع تولید گرما باهم یکی بشن ، گرما بشدت افزایش پیدا کرده و باعث ذوب شدن بدنه میشه ! اما چرا گرمای لایه ی شوک ( موج شوک ) و لایه ی مرزی نمیتونن بهمدیگه منتقل بشن ؟
برای جواب دادن به این سوال باید یکی از پدیده های مهم علمی رو باهم بررسی کنیم و این پدیده (( همرفت گرما یا کانوکشن )) نام داره و بعنوان یکی از راه های انتقال گرما ازش یاد میشه ...

همرفت چیه ؟ همونطور که میدونیم وقتی ماده ای رو گرم میکنیم ، ماده منبسط میشه یعنی جنب و جوش مولکول هاش زیاد میشه و وقتی جنب و بوش بین مولکولی زیاد بشه ، مولکول ها بیشتر به همدیگه برخورد میکنند و از هم فاصله میگیرند فلذا در اثر فاصله گرفتن مولکول ها از همدیگه ، ماده با افزایش حجم و کاهش وزن مواجه میشه .. این عمل در انقباض کاملا برعکسه ...
همرفت یعنی اگر سیالی داشته باشیم ( بعنوان مثال آب ) و بخشی از این سیال رو مورد حرارت قرار بدیم ، قسمت حرارت دیده منبسط شده و چگالیش نسبت به سایر قسمت های حرارت ندیده ی سیال کاهش پیدا کرده و به طرف بالا حرکت میکنه ... با حرکت کردن بخشی از مولکول ها به سمت بالا ، سایر قسمت های سیال که هنوز تحت تاثیر حرارت قرار نگرفتند میان و جای بخش خالی رو پر میکنند و مجددا مورد حرارت قرار گرفته و بالا رفته و سایر مولکول ها جای این بخش رو پر میکنند ... این فرآیند انقدر ادامه پیدا میکنه تا تمام سیال گرم بشه ...

اما برای همرفت باید 3 شرط لحاظ بشه :

1- ماده باید مایع و گاز باشه
2- باید اختلاف دما داشته باشیم یعنی یه ماده سرد و دیگری گرم باشه
3- قسمت گرم پایین تر از قسمت سرد باشه

حالا باید باهم بررسی کنیم که چرا گرمای لایه ی شوک و لایه ی مرزی نمیتونند بهمدیگه منتقل بشن : شرط اول رو که دارند چون هر دوتاشون گاز هستند .. البته برای لایه ی مرزی فکر کنم مایع بگیم بهتره چون بعلت تراکم مولکولی ( نزدیکی و فشردگی بیشتر مولکول ها بهمدیگه نسبت به حالت گاز یا هوا ) موجود لایه ی مرزی ، عملا شاید میعان صورت بگیره یعنی مولکول ها بهم نزدیک شده و چگالیشون افزایش پیدا کنه و تبدیل به مایع بشن ...

شرط دوم رو ندارند ! چون هردوتاشون گرم هستند ولی شرط دوم گفته که باید اختلاف دما وجود داشته باشه ...
شرط سوم رو هم ندارند ! چون دوتا فاز گرم روی همدیگه قرار گرفتند ...

پس طبق تعاریف فوق میتونیم بگیم که : گرمای لایه ی شوک بعلت وجود مانعی به اسم لایه ی مرزی ، نمیتونه به بدنه منتقل بشه و همراه با هوا در طول موشک عبور میکنه و از بین میره ولییی لایه ی مرزی چون به بدنه چسبیده هستش ، لذا تمامی گرمای خودش رو به بدنه منتقل میکنه خصوصا اگر لایه ی مرزی از نوع آشفته باشه ( اصطکاک و تنش برشی زیاد و طبیعتا گرمای زیاد ) ، این انتقال گرما در حجم وسیع تری صورت میگیره و طبیعتا اگر لایه ی مرزی از نوع خطی باشه ، انتقال گرمای کمتری به بدنه رو شاهدش هستیم ...
پس طبق تعاریف فوق باید کاری کنیم که بخش اعظم گرمای تولیدی توسط لایه ی شوک تشکیل بشه و نه توسط لایه ی مرزی ! چون همونطور که گفتیم لایه ی مرزی گرمای خودش رو به بدنه انتقال میده و لایه ی شوک بعلت وجود مانعی به نام لایه ی مرزی ، نمیتونه گرمای خودش رو به بدنه منتقل کنه فلذا باید کاری کنیم که بخش اعظم گرمای تولیدی توسط لایه ی شوک تشکیل بشه و نه توسط لایه ی مرزی ....
از طرفی همونطور که بارها گفتیم ، راه های افزایش ضخامت لایه ی مرزی به چندین مولفه مثل سختی و زبری سطح بدنه - عدد رینولدز - اصطکاک و شااید تفاوت دمایی بین بدنه و لایه ی مرزی مربوط میشه ... پس خواه ناخواه ما لایه ی مرزی رو داریم پس نمیتونیم کاری کنیم که تمام گرما توسط لایه ی شوک تولید بشه چون بالاخره لایه ی مرزی هم گرما تولید میکنه .. پس بهترین راهکار اینه که لایه ی مرزی رو در حالت خطی نگه داریم ...
لایه ی مرزی همیشه در نوک کلاهک یک موشک حالت خطی داره و در طول کلاهک و بدنه به حالت آشفته تبدیل میشه ... اما چرا لایه ی مرزی در نوک کلاهک حالت خطی داره ؟
جواب این سوال باید در دو حالت دماغه ی نوک تیز و بدون نوک پاسخ داده بشه : در هر دو حالت ، طبیعتا در نوک دماغه اصطکاک بسیار کمی بین هوا و دماغه وجود داره و طبیعتا وقتی اصطکاک و تنش برشی کم باشه ، ضخامت لایه ی مرزی بسیار بسیار کمه ( در حد مثلا 2 میلی متر - حالت خطی ) و میشه ازش صرف نظر کرد ( ولی یه مشکل ایجاد میکنه که در ادامه باهم بررسی میکنیم )
اما در دماغه ی بدون نوک یا منحنی شکل علاوه بر اصطکاک کم ، چون هوا یک مسیر منحنی شکل رو بر روی دماغه ی موشک طی میکنه لذا تحت تاثیر نیروهای گریز از مرکز و مرکز گرا قرار گرفته و لذا هوا در طول دماغه ی منحنی شکل ، چسبیده به دماغه هستش فلذا سرعت هوا زیاد = انرژی زیاد = فشار کم و نتیجتا ضخامت لایه ی مرزی بسیار کم و در حالت خطی باقی میمونه ...
مورد دیگری که باید بهش پرداخته بشه تفاوت موج شوک تشکیل شده در دو حالت دماغه ی منحنی و نوک تیز هستش ... همونطور که بارها باهم مرور کردیم با افزایش سرعت ، موج شوک تشکیل شده در جلوی یک جسم نوک تیز ، به نوک جسم چسبیده و با افزایش سرعت زاویه ی تشکیل موج شوک کم شده تا زمانی که این موج به سطح جسم بچسبه ... ولی در جلوی یک جسم بدون نوک یا منحنی ، موج شوک از نوع کمانیه یعنی این موج شوک نه به نوک جسم میچسبه و نه در هیچ سرعت و شرایطی به هیچ نقطه ای از جسم نمیچسبه ! به همین خاطره که به موج شوک مایل میگن موج شوک متصل و به موج شوک کمانی میگن موج شوک منفصل ...
وقتی یک جسم نوک تیز در سرعت های بالا پرواز میکنه ، لایه ی مرزی خطی و بسیار بسیار نازک در نوک این جسم تشکیل میشه .. علاوه بر لایه ی مرزی ، موج شوک مایل هم چسبیده به نوک جسم تشکیل میشه ! در چنین شرایطی هرچقدر هم که گرمای تولیدی توسط نوک جسم کم باشه ولی بعلت چسبیده بودن موج شوک ، گرما راهی برای فرار به طرفین نداره و در یک نقطه جمع میشه و طبیعتا قطره قطره جمع گردند وانگهی خیلی زیاد شود :) و باعث بوجود اومدن یک نقطه ی داغ بر روی دماغه شده و باعث ذوب شدن دماغه میشه ... ولی در یک جسم بدون نوک این شرایط کمی فرق میکنه ...
نکته : در موج شوک مایل ، در نوک جسم بین موج شوک و نوک جسم لایه ی شوک تشکیل نمیشه ...
همونطور که میدونیم در جلوی یک جسم بدون نوک ، موج شوک کمانی تشکیل میشه و این موج شوک ، قدرت بالاتری نسبت به موج شوک مایل در کاهش سرعت و افزایش حرارت هوا داره چرا ؟ به این دلیل :

موج شوک کمانی تشکیل شده در جلوی یک جسم بدون نوک ( یا نوک پهن ) :



اگر به قسمتی که مشخص کردم توجه کنیم ، میبینیم این قسمت مشابه موج شوک نرمال ( قائم ) عمل میکنه یعنی با هوای برخوردی زاویه ی بسیار بسیار نزدیک به 90 درجه تشکیل داده و قبلا گفتیم که هرچقدر زاویه ی موج شوک با هوا بیشتر به 90 درجه نزدیک باشه ، سرعت هوا بیشتر کاسته شده و دلیل اینکه میگن قدرت موج شوک مایل نسبت به دو موج دیگر یعنی قائم و کمانی ، بسیار کمتره برا همینه !!! چون موج شوک مایل زاویه ی بسیار کمی با هوای برخوردی میسازه ( مثلا 30 درجه - در سرعت های بالا ) لذا موج شوک مایل نمیتونه به کمیت یک موج شوک قائم ( زاویه ی 90 درجه ) و بخش جلویی یک موج شوک کمانی ( جایی که با کادر قرمز مشخص کردم - زاویه بسیار نزدیک به 90 درجه ) ، سرعت هوارو کاهش بده ... لذا در برخی از منابع بخش جلویی یک موج شوک کمانی رو به موج شوک قائم تشبیه کردند چون زاویه ای بسیار نزدیکی به 90 درجه داره ...
موج شوک کمانی در سمت چپ و موج شوک مایل در سمت راست :



پس تا اینجا متوجه شدیم که قدرت موج شوک قائم بیشتر از موج شوک کمانی و قدرت موج شوک کمانی بیشتر از موج شوک مایل هستش و دلیلش هم تفاوت زاویه ی موج شوک نسبت به هوای برخوردی هستش ...
پس یک موج شوک کمانی حرارت بیشتری نسبت به یک موج شوک مایل تولید میکنه و این بده !! بر روی دماغه ی یک جسم بدون نوک ، لایه ی مرزی همونطور که گفتیم از نوع خطیه و چون ضخامت بسیار بسیار کمی داره پس میشه کلا نادیده گرفتش و حرارت تولیدی در نوک دماغه ی جسم رو صرفا بخاطر موج شوک دونست و نه بخاطر لایه ی مرزی ! ولی تنها نکته ی متمایز کننده ی جسم بدون نوک از جسم نوک تیز ( نوک دار ) اینه که در حالت قبل ( جسم نوک دار ) ، گرما راهی برای فرار ( انتشار ) به طرفین رو نداشت ( بعلت چسبیده بودن موج شوک به نوک جسم ) و در یک نقطه جمع میشد و باعث میشد که اون نقطه از دماغه ی جسم در اثر حرارت نقطه ای ذوب بشه ولی در دماغه ی یک جسم بدون نوک ، حرارت تولیدی توسط لایه ی مرزی ، دیگه در یک نقطه از دماغه جمع نمیشه ( بعلت منفصل بودن موج شوک کمانی ) و براحتی میتونه به طرفین دماغه نشت کنه و از این طریق گرمای هر چند کم لایه ی مرزی ، در طول دماغه گسترش پیدا کرده و از ذوب شده دماغه جلوگیری میشه ... همین ....

در واقع نوک موشک های بالستیک ما طبق نظریه ی آقای Harvey Julian Allen طراحی شده ...

ایشون هستند ( قیافه ی خسته ای داره قشنگ معلومه بسکه درس خونده نابود شده خخخ ) :



پی نوشت 1 : البته در یک جسم نوک تیز ، درگ فشار عملا صفره ولی در یک جسم بدون نوک ، درگ فشاری قابل توجهی داریم که البته با توجه به نوک موشک هایی که تصویرش رو در تاپیک قرار دادم ، درگ فشاری کمی به موشک تحمیل میشه ...

پی نوشت 2 : البته علاوه بر موارد گفته شده ، در سرعت های بالای 5 ماخ و بالای 10 ماخ عملا با پدیده ی شکست پیوند شیمیایی و تجزیه ی مولکولی و نهایتا تشکیل پلاسما مواجه میشیم که در انجمن کاملا توضیح داده شده ...

یا حیدر کرار ...
پنجشنبه 23 شهریور 1396 - 00:49
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 5 کاربر از rubik به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: asd /viper-59 /behzad005 /mehdi /hk416 /


تعداد ارسال ها: 546
نیروی هوافضای سپاه پاسداران

پاسخ : 8 RE سوال مهم در مورد موشک های بالستیک
سلام ... یه چندتا نکته باید گفته بشه که هیچ ربطی به سوال تاپیک نداره و جزو اطلاعات عمومیه ...

1- علاوه بر نسبت منظری ( Aspect Ratio ) که از رابطه ی : (( مجذور وینگ اسپن بال تقسیم بر مساحت بال )) بدست میاد ، نسبت دیگری داریم به نام نسبت مخروطی یا نسبت باریک شوندگی بال ( Taper Ratio ) و از رابطه ی : (( طول خط وتر نوک بال تقسیم بر طول خط وتر ریشه ی بال )) بدست میاد ...

اما نسبت مخروطی چیه ؟ اگر یک بال مستطیل شکل رو در نظر بگیریم ، عرض بال از ریشه تا نوک تغییری نمیکنه فلذا خط وتر بال در طول بال یعنی از ریشه ی بال تا نوک بال ثابت باقی میمونه ولی در بال های مخروطی ، همونطور که از اسمشون معلومه یعنی عرض بال از ریشه تا نوک در حال کم شدنه لذا خط وتر بال در طول بال متغیره و طبیعتا ریشه ی بال طول خط وتر بیشتری نسبت به نوک بال داره ...

یک بال مستطیل شکل و معمولی :



بال مخروطی :






فرمول محسابه ی نسبت مخروطی بال :

فرمول محسابه ی نسبت منظری بال :

نسبت منظری برای یک بال مستطیل شکل با ساده سازی فرمول بالا :


در بال مخروطی ها محلی وجود داره تحت عنوان mean aerodynamic chord که این بخش در بال های مستطیل شکل که طول خط وتر در طول بال ثابته ، وجود نداره و فقط در بال مخروطی ها که طول خط وتر در امتداد بال متغیره وجود داره و معنیش میشه نقطه ای از بال که میانگین طولی خط وتر در اون نقطه واقع شده ... در بال های مستطیل شکل بجای mean aerodynamic chord از mean geometric chord استفاده میشه ....

برای محاسبه ی محل mean aerodynamic chord در طول یک بال مخروطی ، کافیه از هر یک از خط وتر های بال انتگرال بگیریم :

برای محاسبه ی محل mean aerodynamic chord در یک بال مخروطی خطی از این فرمول استفاده میشه : ( mean aerodynamic chord در یک بال مخروطی خطی تقریبا برابر با mean geometric chord در یک بال مستطیل شکله ) :

بال مخروطی خطی چیه ؟ اینه :



بال مخروطی غیر خطی چیه ؟ اینه :



در شکل بالا در محل تقاطع دو خط نوشته شده mean aerodynamic chord ...

خط نارنجی همون محل mean aerodynamic chord یا به اختصار MAC :



.......................................................................................................................................................................................................................

2- به این مجراها میگن ram air inlet ولی اسم اصلیشون ناسا داکت ( مجرای ناسا ) هستش و به منظور خنک کاری استفاده میشه !



در شاهد 129 :



در مهاجر 6 :



در هواپیماهای سرنشین دار ، از این مجرا جهت تهویه و خنک کاری هوای داخل کابین خلبان استفاده میشه ... به این صورت که با قرار گیری هواپیما در ارتفاعات بلند ( هوای سرد ) ، دریچه ی این مجراها باز شده تا هوای سرد بیرون و هوای داغ و متراکم شده ی خروجی از کمپرسور در بخشی به نام مبدل حرارتی باهم ترکیب شده و از این طریق کابین خلبان میشه کولر گازی :) از این روش برای تهویه ی محفظه ی بار هواپیماهم استفاده میشه ... البته این مجراها زمانی که هواپیما بر روی زمین قرار داره کاملا بسته میشن تا از ورود گرد و خاک به داخل سیستم های درونی هواپیما جلوگیری بشه ...

......................................................................................................................................................................................

3- تعریف فشار : نیروی عمود اعمال شده بر واحد سطح .....

انواع فشار : فشار استاتیک - فشار دینامیک و فشار کل ( یا ram pressure )

فشار استاتیک : فشار استاتیک زمانی معنا پیدا میکنه که سیالمون ثابت باشه و یا در مسیر جهت جریان حرکت کنیم یعنی اگر مثلا جهت جریان به طرف راسته ، ماهم به طرف راست حرکت کنیم یعنی هم جهت با جهت حرکت سیال ... در این صورت فشار وارد شده از طرف سیال بر جسم از نوع مثبته یعنی فشار پیش برنده بر جسم وارد میکنه و برعکس .... فشار استاتیک بواسطه ی ثابت بودنش در تمامی جهات به ما نیرو وارد میکنه برا همینم ما نیرویی حس نمیکنیم ! ولی اگر مثلا باد با سرعت بالا ( فشار دینامیک بالا ) و از روبرو به ما برخورد کنه ( نه از همه جهات ) ، اونوقت فشار رو قشنگ حس میکنیم ! مثال فشار استاتیک همین تخت های میخی هستند که مرتاض ها روش میخوابند ! اگر تنها یک میخ بر روی تخت باشه پدر آدم در میاد ولی اینکه میبینیم خیلی راحت روی تخت پر از میخ میخوابند و هیچیشون نمیشه ، به هیچ سحر و جادویی مربوط نمیشه و تنها به این خاطره که نیروی وزن بدن در حجم وسیعی از میخ پخش میشه .. مثلا اگر یه نفر 60 کیلو وزنش باشه و بره بر روی یک میخ وایسه ، میخ به اندازه ی وزن اون نفر بهش نیرو وارد میکنه ولی اگر تعداد میخ ها زیاد بشه ، به ازای هر میخ نیروی کمتری به اون بنده خدا وارد میشه فلذا نیروی وزن شخص بین تمام میخ ها تقسیم شده و کمترین فشار به بدن فرد وارد میشه .... فشار استاتیک با افزایش و کاهش ارتفاع تغییر میکنه یعنی با افزایش ارتفاع ، فشار استاتیک کم و با کاهش ارتفاع ، فشار استاتیک افزایش پیدا میکنه ...

فشار دینامیک : فشاریه که به انرژی جنبشی یا سرعت حرکت سیال وابستس ... طبیعتا هرچقدر سرعت بیشتر ، فشار دینامیک هم بیشتر و برعکس

فشار کل : به مجموع فشار استاتیک و دینامیک فشار کل گفته میشه ولی فشار کل بسیار مشابه به فشار استاتیک هستش یعنی عملا زمانی ما فشار کل داریم که سرعت سیال صفر بشه یعنی به نقطه ی ایستا یا Stagnation Point برسه ...

پس متوجه شدیم که دو فشار استاتیک و فشار کل ، با کاهش سرعت ( صفر بودن سرعت ) رابطه ی مستقیم دارند ولی فشار دینامیک خیر چون فشار دینامیک رابطه ی مستقیم با افزایش سرعت داره ....

پس از اینجا میتونیم متوجه بشیم که فشار استاتیک رابطه ی عکس با فشار دینامیک داره یعنی با افزایش فشار استاتیک ، فشار دینامیک کاهش پیدا میکنه و بالعکس

لذا در گذر از امواج شوک که سرعت هوا کاهش پیدا میکنه ، فشار استاتیک افزایش و فشار دینامیک کاهش پیدا میکنه و این اتفاق در امواج انبساطی پراندل برعکسه ! چون در در گذر از امواج انبساطی پراندل ، سرعت هوا افزایش پیدا میکنه لذا فشار دینامیک افزایش و فشار استاتیک کاهش پیدا میکنه ...

نکته : فرآیند عبور هوا در گذر از امواج شوک از نوع نان آیزنتروپیک ( غیر هم اِنتروپی ) هستش یعنی فرآیند از نوع برگشت ناپذیره یعنی نمیتونیم ویژگی های سیال عبوری از موج شوک رو به حالت قبل عبور سیال از موج شوک برگردونیم ! البته چون فرآیند در امواج شوک از نوع نان آیزنتروپیک هستش لذا همیشه فشار کل جریان پایین دستی کمتر از فشار کل جریان بالا دستیه و به همین خاطر همیشه در گذر از امواج شوک ، با کاهش فشار کل سیستم مواجه هستیم ..... ولی در امواج انبساطی ( بادبزن انبساطی ) پراندل مِیِر ، فرآیند عبور هوا از نوع آیزنتروپیک هستش ... فرآیند آیزنتروپیک به فرآیند ترمودینامیکی اطلاق میشه که هم آدیاباتیک باشه و هم برگشت پذیر ... فرآیند آیزنتروپیک یعنی هیچ انتقال جرم و یا دمایی فی مابین سیستم ترمودینامیکی و محیط اطراف وجود نداره و تنها چیزی که بین سیستم و محیط اطراف رد و بدل میشه انرژیه ، که ما اونو به اسم کار میشناسیم ... از اونجایی که فرآیند در بادبزن پراندل از نوع آیزنتروپیکه ، لذا ویژگی های ایستایی سیال مثل دمای کل و فشار کل ثابت باقی میمونه ....

در هواپیماها برای اندازه گیری فشار دینامیک از لوله ی پیتوت استفاده میکنند و این لوله رو معمولا در نوک هواپیما و در مسیر جریان قرار میدن چون همونطور که گفتیم ، کاهش و افزایش فشار دینامیک به سرعت هوا بستگی داره ...
در هواپیماها برای اندازه گیری فشار استاتیک از static port و سیستم داخلی پیتوت استاتیک استفاده میکنند و این بخش در طرفین دماغه قرار داره و اونو در جلوی دماغه قرار نمیدن تا تحت تاثیر فشار دینامیک قرار نگیره ...

...................................................................................................................................................................................................................................

5- Ram Air Turbine یا به اختصار RAT :





RAT به بخش مرکزی سیستم تامین قدرت هواپیما گفته میشه و در موارد بسیار نادر مورد استفاده قرار میگیره ... ببینین هر موتور هواپیما به طور مستقل یک ژنراتور داره که این ژنراتور با تولید جریان متناوب ، قدرت الکتریکی رو برای موتور فراهم میکنه .. در صورتی که موتورها از کار بیفتن ، واحد تامین قدرت یدکی یا ثانویه ( APU ) وارد عمل میشه و میتونه به تمام مجموعه سیستم هواپیما چه در حالت پرواز و چه زمانی که هواپیما روی زمینه قدرت سانی کنه ( واحد یدکی تامین قدرت ) ... اگر APU هم از دست رفت اینجا باتری هایی وارد عمل میشن که جریان دائم ( جریان مستقیم- DC ) رو تولید و اونو به جریان متناوب ( AC ) تبدیل میکنند ولی تنها مشکل این باتری ها اینه که تنها 20 دقیقه میتونند کار کنند و نه بیشتر .... لذا اینجاست که RAT وارد عمل میشه ... همونطور که از شکل RAT مشخصه ، در واقع یک توربین چرخانه که با چرخشش میتونه نیرو تولید کنه و از اونجایی که RAT به پمپ هیدرولیک متصله ، میتونه این نیروی الکتریکی تولیدی رو از طریق این پمپ به سیستم های داخلی هواپیما منتقل کنه و مدت زمان کارکرد محدود مثل باتری ها نداره .... البته طبیعتا RAT نمیتونه تمام قدرت از دست رفته رو جبران کنه و تنها بمنظور راه اندازی مجددا سیستم های پیشین و نهایتا راه اندازی مجدد موتورها بکار میره و نمیتونه برق یا نیروی الکتریکی لازم برای فعال سازی امکانات رفاهی داخل هواپیمارو تامین کنه ... البته حداقل سرعت لازم جهت بکار افتادن صحیح و مفید RAT ، صد و چهل گره دریایی هستش .. بعد از اینکه هواپیما فرود اومد ، RAT از کار میفته و باتری ها وارد عمل میشن ...

نکته : اگر در شرایط اضطراری دریچه ی RAT بصورت اتوماتیک باز نشد ، اونموقع خلبان میتونه با فشار دادن این دکمه ، RAT رو فعال کنه :



..................................................................................................................................................................................................

6 - نکته ای که در مورد نسبت منظری بالا یادم رفت بگم اینه که با افزایش نسبت منظری ( علاوه بر موارد قبل گفته شده در سایر تاپیک ها ) ، نوک بال دچار تنش خمشی شده و به سمت بالا خم میشه فلذا باید بال دارای ساختار مهندسی و مواد اولیه ی مقاومی باشه که در برابر این تنش مقاومت کنه ... در مورد انواع تنش های وارده بر پیکر هواپیما ، قبلا و در تاپیک (( لیفت متراکم و طراحی موج سوار )) بحث شده و دوباره توضیح نمیدیم ....



درست مثل یک نوار متر که اگه طولش از اندازه ی خاصی بیشتر بشه ، به سمت پایین خم میشه :



نسبت منظری بالا علاوه بر مانورپذیری کم - عملا باعث کاهش ضخامت بال شده و دیگه نمیتونیم سوخت زیادی رو در بال نگه داریم ( بعلت فضای کم ) ... علاوه بر اون ، بعلت کاهش فضای داخلی بال در اثر افزایش نسبت منظری ، نمیتونیم محفظه ای رو برای جمع شدن ارابه های فرود درون بال در نظر بگیریم :



بای تا قیامت :) ....

یا حیدر کرار ....
پنجشنبه 23 شهریور 1396 - 16:58
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 6 کاربر از rubik به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: behrouz07 /mehdi /asd /alij /viper-59 /hk416 /


تعداد ارسال ها: 11
نیروی هوایی ارتش ج.ا.ا

پاسخ : 9 RE سوال مهم در مورد موشک های بالستیک
راستی چه خبر از اون 6 تا موشک ؟ تا جایی که یادمه فقط اصابت 2 تاش رو نشون دادند تصویر: /weblog/file/forum/smiles/38.gif بقیش کو
جمعه 24 شهریور 1396 - 03:55
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 2 کاربر از mortal به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: asd /alij /
asd آفلاين

asd



تعداد ارسال ها: 107

پاسخ : 10 RE سوال مهم در مورد موشک های بالستیک
نقل قول از mortal
راستی چه خبر از اون 6 تا موشک ؟ تا جایی که یادمه فقط اصابت 2 تاش رو نشون دادند بقیش کو

مورتال جان اینو از عمد پرسیدی یا میدونی قضیه چیه

پنج شنبه در جشن 4 سالگی برنامه طنز دکتر سلام که با تقدیر از زحمات سردار حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه و همکارانش همراه بود، فیلم جدیدی از لحظه اصابت موشک‌های سپاه به مقرهای داعش در دیرالزور پخش شد.در فیلم واضح است که موشک اول به یک مقر فرماندهان داعش اصابت می‌کند و موشک دوم، با دقت بسیار بالا به یک پل ارتباطی روی یک رودخانه اصابت می‌کند.
1-این یکی حجمش 5 مگابایته که البته فیلم کامل نیست اما لحظه اثابت رو نشون میده ولی بقیه سخرانی رو نشون نمیده:
https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Video/1396/06/23/1396062318331877111926674.mp4
2-این یکی حجمش 36 مگابایته
https://cdn.mashreghnews.ir/d/2017/09/14/0/2050315.mp4
3-این یکی حجمش 28 مگابایته
http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Video/1396/06/23/13960623001335_360P.mp4
4-حجم 19 مگابایت
http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Video/1396/06/23/13960623001335_240P.mp4

اگه فیلم کامل رو میخاین 3 تای اخری رو ببینید و برا کیفیت بهتر 2 و 3 رو دانلود کنید
منبع خبر : mshrgh.ir/774379

البته یک نکته جالب هم توسط سردار حاجی زاده گفته شد: کسی که باعث شد صنعت موشکی اینگونه گسترش پیدا کند و نامش تا کنون برده نشده و حالا می‌توانیم نام اورا ببرم سردار قالیباف است.دوره فرماندهی ایشان تدبیری اندیشیده شد تا در هر شهر و استان یک پایگاه موشکی احداث شود!
منبع خبر دوم : mshrgh.ir/774368

پ ن 1:اگه رو اپارات اپلود شد من همینجا براتون میزارم تا انلاین هم پخش بشه.
پ ن 2:روبیک جان شرمنده تایپیکتو پوکوندم
امضاي کاربر : 3 روز
جمعه 24 شهریور 1396 - 04:17
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 4 کاربر از asd به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: alij /mortal /rahimiamin /hk416 /



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.




انجمن نظامی آی آر ارتش



سايت نظامي آي آر ارتش در مرداد ماه سال 1391 تاسيس و براي بالابردن معلومات نظامي پارسي زبانان جهان راه اندازي شده است.اين سايت به هيچ ارگان دولتي و نظامي وابسته نيست و کاملا شخصي مي باشد.تمامي حقوق مطالب براي سايت آي آر ارتش محفوظ مي باشد.
ضمنا کپي برداري از مطالب انجمن و سايت با ذکر منبع باعث خوشنودي ماست.



ايميل پست الکترونيکي مديريت سايت : ir.artesh@yahoo.com