گردابه های تشکیل شده دور بال
نام کاربري : کلمه عبور : عضو انجمن نيستيد ! همين حالا عضو شويد . | کلمه عبور خود را فراموش کرده ام !







آغاز شده توسط
متن
rubik آفلاين



تعداد ارسال ها: 693
تاريخ عضويت: 2 /4 /1395
محل زندگي: یاسوج
سن: 25
تعداد تشکر کرده: 5082
تعداد تشکر شده: 3939
نیروی هوافضای سپاه پاسداران
انجمن اي ار ارتش

گردابه های تشکیل شده دور بال
مطالب این پست برخلاف پست های گذشته که به زبان محاوره گفته میشد ، کاملا نگارش کتابی داره چون برا یه جای دیگه هم میخوام استفاده کنم .

چیزی که همگان میبینند و ما نمیبینیم !

نمای کلی از گرداب های تشکیل شده توسط بال :



شرایط کوتا جوکوفسکی :

اگر یک ایرفویل را تحت زاویه حمله در یک سیال غیر لزج قرار دهیم ، نقطه ی ایستا یا سکون که در زاویه حمله صفر در انتهای ایرفویل ( trailing edge ) قرار دارد ، تغییر مکان داده و به روی سطح فوقانی ایرفویل منتقل میشود .

ایرفویل در زاویه حمله صفر :



ایرفویل در زاویه حمله :




در چنین شرایطی ، هوای عبوری از زیر ایرفویل برای رسیدن به نقطه ی ایستا که اکنون به روی سطح فوقانی ایرفویل نقل مکان کرده ، میبایست تغییر جهت ناگهانی به خود داده و به روی ایرفویل نقل مکان کند .



چنین تغییر مسیر ناگهانی از زیر ایرفویل به روی ایرفویل بدون از تولید گرداب و پسا در یک محیط لزج ، طبق تناقض دالامبر غیر ممکن است و تنها در صورتی چنین شرایطی برقرار است که سیال را غیر لزج و سرعت هوا در انتهای ایرفویل را بی نهایت فرض کنیم .

طبق شرایط کوتا جوکوفسکی ، در یک محیط لزج و با قرار دادن ایرفویل در زاویه حمله ، بجای تغییر مکان نقطه ی ایستا به روی ایرفویل و تغییر مسیر ناگهانی هوای عبوری از زیر ایرفویل به روی ایرفویل که در تنها در محیط غیر لزج امکان پذیر است ، گردابه ای توسط ایرفویل تولید میشود که نتیجا باعث باقی ماندن نقطه ی ایستا در trailing edge شده و هوای عبوری از زیر ایرفویل بدون از تغییر مسیر ناگهانی ، انتهای ایرفویل را بصورت یکنواخت ترک میکند .



به گرداب تولید شده در انتهای ایرفویل ، starting vortex گفته میشود .

اکنون طبق تئوری کلوین ، میزان گردابه های تولید شده در یک محیط غیر لزج مقداری ثابت است . بعنوان مثال اگر در یک محیط غیر لزج 5 گرداب داشته باشیم ، این 5 گرداب بواسطه ی غیر لزج بودن سیال ، تا بی نهایت ثابت بوده و 5 گرداب باقی میمانند . این نظریه را همچنین میتوان طبق تئوری های 3 گانه هلم هولتز اثبات کرد !

تئوری اول : اگر یک خط گرداب را در یک محیط غیر لزج قرار دهیم ، قدرت گردابه ها در طول این خط ثابت باقی خواهد ماند .
تئوری دوم : خط گرداب در یک محیط غیر لزج هیچگاه تمام نمیشود بلکه از لایه ای به لایه ی دیگر سیال منتقل شده و تا بی نهایت میل میکند یا اینکه خط گرداب الگویی بسته به خود بگیر ( مانند حلقه ) و گرداب ها دائما در این حلقه تکرار شوند .
تئوری سوم : اگر در سیال غیر لزج از ابتدا گردابی وجود نداشته باشد و همچنین نیروی خارجی که باعث گرداب شدن سیال میشود وجود نداشته باشد ، سیال همچنان بدون گرداب باقی خواهد ماند .

اکنون سوالی که مطرح میشود این است که : ایا میشود حول یک ایرفویل گرداب تولید شود ولی محیط را همچنان یک محیط غیر لزج ( تئوری کلوین ) فرض کنیم ؟

مجددا یاداور میشویم که طبق تئوری کلوین ، میزان گرداب های تولید شده در یک سیال غیر لزج مقداری ثابت است و ثابت باقی خواهد ماند . پس طبق تصاویر فوق ، بعلت اینکه اگر یک ایرفویل را در یک محیط غیر لزج در زاویه حمله قرار دهیم ، هیچ گردابه ای حول ایرفویل تولید نمیشود پس گردابه ی تولیدی حول ایرفویل در محیط غیر لزج صفر بوده و صفر باقی خواهد ماند . پس اگر بتوانیم کاری کنیم که مجموع گرداب های تولیدی در یک سیال لزج حول ایرفویل صفر شود ، توانسته ایم تئوری کلوین را در محیط لزج پیاده سازی کنیم . اکنون اگر ایرفویل را در یک محیط لزج قرار دهیم ، با تولید starting vortex در انتهای ایرفویل ( دور از ایرفویل ) که حرکتی پادساعتگرد دارد ، گردابه ی دیگری در جلوی ایرفویل به همان کمیت و کیفیت تشکیل شده که bound vortex نام دارد و حرکتی ساعتگرد دارد . این دو گردابه ی هم قدرت و خلاف جهت ، اثر همدیگر را خنثی کرده و مجددا گرداب های تولیدی حول ایرفویل در محیط لزج را صفر میکنند و تئوری کلوین که برای محیط غیر لزج صدق میکند ، در اینجا نیز مصداق عینی پیدا کرده و همچنان میتوانیم سیال دور ایرفویل را غیر لزج فرض کنیم .



نکته : برای پیاده سازی تئوری کلوین حول یک ایرفویل در محیط لزج ، میبایست منحنی بسته ای حول ایرفویل و strating vortex رسم شود و شرایط درون این منحنی غیر لزج فرض شود .

شرایط کوتا و گردابه تولیدی حول ایرفویل :




نکته : bound vortex در 1/4 عرض بال ( مرکز ایرودینامیک بال ) تولید میشود .

نکته : bound vortex چون حرکت ساعتگرد دارد ، بنابراین باعث افزایش سرعت هوا روی ایرفویل و کاهش سرعت هوا در زیر ایرفویل شده و نتیجتا باعث تولید لیفت میشود . پس قدرت گردابه ی تولیدی حول ایرفویل با میزان لیفت تولیدی توسط ایرفویل نسبت مستقیم دارد .





نکته : با افزایش زاویه ی حمله ، مجددا starting vortex و bound vortex دیگری شکل خواهد گرفت . با افزایش سرعت و کاهش زاویه حمله ، میزارن گردابه های تولیدی کاهش خواهد یافت .

حال اگر ایرفویل را یک خط با طول بی نهایت فرض کنیم ، طبق تئوری دوم هلم هولتز ، bound vortex تا بی نهایت میل میکند و از این نظر اشکالی وارد نیست چرا که همیشه ایرفویل را یک محیط دو بعدی و با طول بی نهایت فرض میکنند ( بدون از داشتن ابتدا و انتها ) . اما در یک بال که یک محیط 3 بعدیست و طول محدود دارد ، زمانی که گردابه در طول بال حرکت میکند ، طبق تئوری هلم هولتز این گرداب همانند ایرفویل تمایل به میل به بی نهایت دارد ولی گرداب به محض ترک کردن بال توسط نیرویی که هوا به آن وارد میکند مجددا تغییر مسیر داده و به روی بال بازمیگردد و گردابه ی نوک بال را تشکیل میدهد ( ایرفویل بواسطه بی نهایت بودن ، گردابه ی نوک بال ندارد ) .



نکته : اگر به شکل فوق دقت کنیم میبینیم که گردابه های نوک بال پس از تشکیل ، ادامه پیدا کرده و خود را به strating vortex میرسانند . این همان تئوری هلم هولتز مبنی بر میل کردن خط گرداب به بی نهایت است . اگر از starting vortex ضرف نظر کنیم ، گرداب های نوک بال طبق تئوری هلم هولتز تا بی نهایت ادامه میابند ولی بعلت اینکه محیط غیر لزج در دنیای واقعی وجود ندارد ، بنابراین این گرداب ها در نهایت قدرتشان کم شده و از بین میروند . از طرفی اگر starting vortex را لحاظ کنیم ، بعلت اینکه این گردابه بهمراه گرداب نوک بال و bound vortex یک الگوی بسته ی مستطیل شکل یا حلقه مانند را شکل میدهند ، لذا مجددا طبق تئوری هلم هولتز ، در این مسیر بسته گرداب ها دائما تکرار میشوند .



دلیل تشکیل گرداب های نوک بال را میتوان به طریق دیگر بیان نمود : زمانی که هوا از بال عبور میکند ، سرعت هوا زیاد و فشار هوا کم میشود و زمانی که هوا از زیر بال عبور میکند سرعت هوا کم و فشار هوا زیاد میشود . این تفاوت فشار در بالا و پایین ایرفویل در نهایت منجر به تولید لیفت میشود اما اختلاف فشار مطلوب محیط نیست ! سیالات همیشه سعی در جبران اختلاف فشار دارند تا اختلاف فشار را به صفر برسانند و اینکار را با میل کردن سیال پر فشار به سمت سیال کم فشار و ترکیب شدن این دو و نهایتا جبران اختلاف فشار انجام میدهند . لذا در طول بال این ترکیب هوای زیر و روی بال وجود داشته تا نهایتا در نوک بال ، هوای پرفشار زیر بال کاملا با با هوای کم فشار روی بال ترکیب شده و اختلاف فشار را به صفر برسانند . بنابراین در نوک بال بعلت نبود اختلاف فشار ، لیفت نداریم . این تداخل هوای پرفشار و کم فشار ، در ریشه ی بال کمترین مقدار خود و در نوک بال بیشترین مقدار خود را دارد .

بعلت اختلاف فشار در بالا و پایین بال ، هوا عبوری از روی بال به سمت داخل بال میل کرده و هوای عبوری از زیر بال به سمت خارج بال میل میکند . این دو هوا در نهایت جهت جبران اختلاف فشار با هم ترکیب شده و توضیحات پاراگراف فوق را عملی میکنند و در طول بال گرداب هایی با قدرت متفاوت تولید میکنند .





ادامه دارد ....
امضاي کاربر :
سه شنبه 16 مرداد 1397 - 04:29
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 4 کاربر از rubik به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: keyvanpersiangulf &wolong &ahidk1 &mehdi &


تعداد ارسال ها: 46
تاريخ عضويت: 18 /4 /1397
سن: 33
تعداد تشکر کرده: 196
تعداد تشکر شده: 143
قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء (ص)
انجمن آي آر ارتش

پاسخ : 1 RE گردابه های تشکیل شده دور بال
با سلام

نمیدونم سوالم چقدر به این تاپیک مرتبط هست.
با توجه به اینکه در ایرفول‌ها ما فقط آیرودینامیک رو بررسی میکنیم و به مقاوت و میزان فشار قابل تحمل ایرفول کاری نداریم.سوالم اینه در ارتفاع‌های پایین و نزدیک به زمین یه پرنده چقدر میتونه سرعت بگیره؟ آیا به دما و جنس بدنه مربوطه یا محدودیت‌های دیگه‌ای هم هست.
آیا میزان لیفت تولیدی در بال یک جنگنده در افزایش مانورپذیری اون تاثیری داره؟ آیا هرچقدر تولید لیفت بیشتر باشه مصرف سوخت پایین‌تر میاد؟ آیا لیفت بیشتر برابر با توان حمل مهمات بیشتر است؟

یا علی
سه شنبه 16 مرداد 1397 - 08:04
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 3 کاربر از wolong به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: ahidk1 /mehdi /rubik /


تعداد ارسال ها: 693
تاريخ عضويت: 2 /4 /1395
محل زندگي: یاسوج
سن: 25
تعداد تشکر کرده: 5082
تعداد تشکر شده: 3939
نیروی هوافضای سپاه پاسداران
انجمن آي آر ارتش

پاسخ : 2 RE گردابه های تشکیل شده دور بال
ادامه :

گرداب ها علاوه بر تولید لیفت ( در نمونه bound vortex ) چه تاثیر دیگری روی بال میگذراند ؟ گرداب ها با تولید جریان فرو ریز یا فرو وزش ( down wash ) که آن را با w نشان میدهیم ( پیکان های رو به پایین ) ، روی هوای برخوردی به بال که آن را فرا وزش یا up-wash مینامیم ( پیکان های رو به بالا ) ، تاثیر میگذراند . حال اگر یک ایرفویل را مورد بررسی قرار دهیم ، متوجه این موضوع میشویم که از آنجایی که ایرفویل ها محیطی دو بعدی با طول بی نهایت فرض میشوند و به طبع این فرضیه گردابه ی نوک بال ندارند و تنها منبع گرداب در ایرفویل ها bound vortex میباشد ، لذا در ایرفویل ها میزان فرا وزش و فرو وزش دقیقا با یکدیگر برابر بوده و جریان فرو وزش تاثیری در هوای برخوردی به ایرفویل ندارد ( چراکه هوای برخوردی به ایرفویل یا up wash درست از روی 1/4 عرض ایرفویل یا ac عبور میکند ) :



در واقع در ایرفویل ها یک منبع فرو وزش و یک منبع فرا وزش داریم ...

اما در یک بال سه بعدی شرایط کمی فرق میکند ! در بال 3 بعدی دو منبع فرو وزش و یک منبع فرا وزش داریم . دو منبع فرو وزش یکی bound vortex و دیگری tip vortex یا گردابه ی نوک بال ( و به طبع آن درگ القایی ) . همانطور که گفتیم گرداب را با نماد w نشان میدهند . بنابراین در ایرفویل چون تنها یک گرداب و به طبع آن یک فرو وزش داریم پس آن را با w نشان میدهیم ولی در بال چون دو منبع گرداب و به طبع آن دو منبع فرو وزش داریم ، پس آن را با 2w نشان میدهیم .



این دو منبع فرو وزش در عقب بال با غلبه بر فرا وزش جلوی بال ، باعث میشوند تا جریان فرا وزش درست روی مرکز ac بال اعمال نشود و مقداری به طرف پایین متمایل شود :



فرو وزش یا down wash باعث کاهش زاویه حمله ی بال میشود . از انجایی که در ایرفویل ، فرو وزش با فرا وزش برابر بوده و فرا وزش درست از روی ac عبور میکند ، بنابراین ایرفویل دچار کاهش زاویه حمله بعلت وجود فرو وزش نمیشود ولی در بال بعلت وجود دو منبع فرو وزش و انحراف فرا وزش به پایین ac ، عملا فرو وزش ها در بال باعث کاهش زاویه حمله ی بال شده و به همین خاطر به این زاویه حمله ، زاویه حمله القایی گفته میشود .


همانطور که در شکل بالا میبینیم ، free stream همان فرا وزش یا هوای برخوردی به بال میباشد . پیکان رو به پایین همان انحراف فرا وزش به پایین ac بعلت تاثیر فرو وزش روی فرا وزش بوده و برآیند این دو مساویست با جریان هوای موثر برخوردی به بال .

زاویه ای که جریان هوای موثر با free stream تشکیل میدهد را زاویه حمله القایی میمنامیم و آنرا با آلفای i نشان میدهیم و همانطور که گفتیم زاویه حمله القایی باعث کاهش زاویه حمله هندسی بال میشود .



نکته : برای اشنایی با انواع زاویه حمله ، به تاپیک پهپاد ایکس 47 بی مراجعه شود .

فرمول محاسبه ی درگ القایی ( CDi ) و زاویه حمله القایی ( آلفای i ) :



بازگشت به گذشته ...

همانطور که گفتیم ، اختلاط یا ترکیب شدن هوای پرفشار زیر بال و کم فشار روی بال در طول بال رخ میدهد و این اختلاط در ریشه ی بال کمترین ( بیشترین لیفت در ریشه بال ) و در نوک بال به بیشترین میزان خود میرسد ( کاهش رفته رفته ی لیفت بواسطه ی اختلاط بیشتر هوا پرفشار و کم فشار در طول بال به سمت نوک بال ) .


به فرو وزش ها در طول بال دقت کنید که چگونه در ریشه ی بال کمترین فرو وزش و در نوک بال بیشترین فرو وزش را داریم . این اختلاط هوای پرفشار و کم فشار در طول بال ، مارا به یک توزیع لیفت بیضی شکل در طول بال میرساند ( طبق تئوری خط لیفت پراندل ) .





بنابراین طبق تئوری پراندل ، بهترین طراحی بال که بتواند توزیع لیفت بیضی شکل را داشته باشد ، طراحی بیضی شکل بال است . اما از انجایی که ساخت بال بیضی شکل دشوار است ، بنابراین میتوان از طرح های جایگزین دیگری استفاده نمود ( مانند طراحی ذوزنقه ای - طراحی مثلثی یا دلتا و غیره ) که به توزیع لیفت بیضی شکل نزدیک باشند . بال بیضی شکل از انجایی بهینه ترین طراحی بال محسوب میشود که توزیع لیفت بیضی شکل داشته و فرو وزش ها در طول بال ثابت میمانند .





از طرح های جایگزین میتوان به بال ذوزنقه ای شاهد 129 ، بال ذوزنقه ای پهپاد ایکس 47 - بال و دُم افقی اف 22 - دم افقی اف 18 سوپر هورنت - بال ارکیو 170 و پهپاد بال پرنده ی صاعقه ی وطنی و غیره اشاره کرد .

بعنوان مثال بال ذوزنقه ای شاهد 129 و تطبیق دادن آن با هندسه ی بال بیضی شکل :



همانطور که گفتیم ، بهترین طراحی بال ، بیضی شکل است ولی از انجایی که ساخت بال بیضی شکل سخت بوده و همیشه از طرح های جایگزین استفاده میشود ، لذا همیشه شاهد مقداری افت راندمان در بال ها خواهیم بود . بنابراین در فرمول درگ القایی که پیشتر معرفی شد ، میبایست در صورت عدم استفاده از بال بیضی شکل ، ضریب دیگری را در فرمول بگنجانیم و آن ضریب ، ضریب بازده ( e ) میباشد . بیشترین مقدار ضریب بازده 1 بوده و برای بال بیضی شکل است و برای بال های دیگر با طراحی های دیگر این مقدار از مقدار ایده ال خود یعنی 1 کمتر میشود . بعنوان مثال ضریب بازده برای بال ذوزنقه ای 0.8 تا 0.9 و برای بال مستطیلی 0.7 میباشد :



کلام آخر :

چرا در جنگنده ها از بالهای کوچک ( نسبت منظری یا AR کم ) استفاده میشود ؟

همانطور که گفتیم فرو وزش ها در طول بال و به سمت نوک بال ، رفته رفته در حال افزایش هستند و همانطور که دیدیم یکی از تاثیرات فرو وزش ها ( w ) کاهش زاویه حمله هندسی بال میباشد ( بعلت زاویه حمله القایی ) . بنابراین در هواپیماهایی که نسبت منظری کمی دارند و گردابه ی نوک بال در آنها بالاست ، جریان فرو وزش در نوک بال باعث کاهش بیشتر زاویه حمله نوک بال نسبت به ریشه ی بال شده و در زوایای حمله بالا باعث میشود تا ابتدا ریشه ی بال استال کند و نوک بال که گشتاوری عرضی بیشتری تا مرکز جرم نسبت به ریشه ی بال دارد و در صورت استال ( جدایش لایه مرزی ) نوک بال ، هواپیما وارد spin یا چرخش میشود و کنترل هواپیما از دست میرود ، دیرتر از ریشه ی بال استال کند و از این رو مانور پذیری هواپیما افزایش یابد و دیگر نیازی به روش های پیچش بال برای دیرتر استال کردن نوک بال نسبت به ریشه ی بال همانند پیچ هندسی و پیچی ایرودینامیکی نباشد .





پی نوشت : انواع پیچش بال رو قبلا توضیح دادیم .

پی نوشت : تمامی موارد فوق اطلاعات عمومی بوده و مباحث مربوط به ایرودینامیک ( از گرایشات رشته ی هوافضا ) ، بسیار گسترده تر و پیچیده تر از مطالب فوق میباشد .







امضاي کاربر :
چهارشنبه 17 مرداد 1397 - 01:07
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 1 کاربر از rubik به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: wolong /


تعداد ارسال ها: 693
تاريخ عضويت: 2 /4 /1395
محل زندگي: یاسوج
سن: 25
تعداد تشکر کرده: 5082
تعداد تشکر شده: 3939
نیروی هوافضای سپاه پاسداران
انجمن آي آر ارتش

پاسخ : 3 RE گردابه های تشکیل شده دور بال
نقل قول از wolong
با سلام

نمیدونم سوالم چقدر به این تاپیک مرتبط هست.
با توجه به اینکه در ایرفول‌ها ما فقط آیرودینامیک رو بررسی میکنیم و به مقاوت و میزان فشار قابل تحمل ایرفول کاری نداریم.سوالم اینه در ارتفاع‌های پایین و نزدیک به زمین یه پرنده چقدر میتونه سرعت بگیره؟ آیا به دما و جنس بدنه مربوطه یا محدودیت‌های دیگه‌ای هم هست.
آیا میزان لیفت تولیدی در بال یک جنگنده در افزایش مانورپذیری اون تاثیری داره؟ آیا هرچقدر تولید لیفت بیشتر باشه مصرف سوخت پایین‌تر میاد؟ آیا لیفت بیشتر برابر با توان حمل مهمات بیشتر است؟

یا علی


سلام ...

اگه منظورتون از ایرفویل بال هستش که باید گفت در بال همه چیو بررسی میکنن . از مقاومت از واگرایی و فلاتر . گشتاور و غیره .. هر چقدر که ارتفاع پروازی کمتر باشه ، دیرتر به سرعت صوت میرسیم و هرچقدر که ارتفاع رو زیاد کنیم ، زودتر به سرعت صوت و به طبع اون شکستن دیوار صوتی و رفتن به سرعت فراصوت میرسیم . جواب دادن به این سوالتون واقعا سخته ! چون باید خیلی از موارد رو لحاظ کنیم ! مثلا اگر جنگنده در ارتفاع پایین پرواز کنه ، فشار زیاد زیر بال چه تاثیری روی لایه مرزی میزاره ، چه تاثیری روی مقاومت سازه ای خود بال میزاره .. از ظرفی پرواز در ارتفاع پایین لیفت رو زیاد میکنه و لیفت زیاد ممکنه باعث واگرایی و فلاتر در بال بشه ( واگرایی و فلاتر رو قبلا گفتیم ) .. اگر جنگنده در ارتفاع خیلی نزدیک به زمین یا دریا پرواز کنه و سرعت فراصوت داشته باشه ، اونوقت بستگی داره روی زمین پرواز کنه یا روی دریا چون در این صورت بحث بازتابش امواج شوک از سطح زمین و دریا پیش میاد و تاثیر موج شوک بازتابی روی جنگنده ( آیا تاثیر داره یا نداره ) . پس نمیشه واقعا به سوال شما جواب داد چون همونطور که در تاپیک ها گفتم ، علم هوافضا بسیار بسیار پیچیده و گستردست و هرکدوم از گرایشات این رشته مثل ایرودینامیک - مکانیک پرواز - تحلیل سازه - پیشران - فضایی دنیایی هستن برای خودشون !

در مورد مانور پذیری : طبیعتا لیفت در مانور پذیری بسیار تاثیر داره و یکی از دلائل وجود اسلت و فلپ و لرکس و vortex generator ها و غیره روی بال ( البته لرکس روی بال نیست ) ، افزایش مانور پذیری هواپیماست . مثلا زمانی که هواپیما زاویه حمله رو زیاد میکنه ، این امکان وجود داره که لایه مرزی از روی بال جدا بشه و بال استال کنه و لیفت بال یوهویی کم بشه .. برای همین از موارد گفته شده استفاده میکنن تا استال بال رو به تاخیر بندازن و مانور پذیری جنگنده رو زیاد کنند . لیفت کارش اینه که به وزن هواپیما غلبه کنه و طبیعتا اگر لیفت نسبت به وزن جنگنده خیلی زیاد بشه ( مثلا وزن جنگنده 500 تاست ولی لیفت 2000 تا مثلااااا ) مصرف سوخت کمتر میشه - میزان حمل مهمات بیشتر میشه چون مهمات ، وزن هواپیمارو زیاد میکنن دیگه .. پس اگه لیفت همچنان از مجموع وزن جنگنده و مهمات و سوخت و غیره بیشتر باشه ، هواپیما میتونه مهمات بیشتری حمل کنه ..
البته در کنار ایرودینامیک پرنده ، قطعا وجود یک موتور که نسبت رانش به وزن بالایی داشته باشه و تراست وکتور باشه ، در مانورپذیری و افزایش مهمات قابل حمل تاثیر بسزایی خواهد داشت .

امضاي کاربر :
چهارشنبه 17 مرداد 1397 - 02:56
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 1 کاربر از rubik به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: wolong /


تعداد ارسال ها: 46
تاريخ عضويت: 18 /4 /1397
سن: 33
تعداد تشکر کرده: 196
تعداد تشکر شده: 143
قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء (ص)
انجمن آي آر ارتش

پاسخ : 4 RE گردابه های تشکیل شده دور بال
نقل قول از rubik
سلام ...

اگه منظورتون از ایرفویل بال هستش که باید گفت در بال همه چیو بررسی میکنن . از مقاومت از واگرایی و فلاتر . گشتاور و غیره .. هر چقدر که ارتفاع پروازی کمتر باشه ، دیرتر به سرعت صوت میرسیم و هرچقدر که ارتفاع رو زیاد کنیم ، زودتر به سرعت صوت و به طبع اون شکستن دیوار صوتی و رفتن به سرعت فراصوت میرسیم . جواب دادن به این سوالتون واقعا سخته ! چون باید خیلی از موارد رو لحاظ کنیم ! مثلا اگر جنگنده در ارتفاع پایین پرواز کنه ، فشار زیاد زیر بال چه تاثیری روی لایه مرزی میزاره ، چه تاثیری روی مقاومت سازه ای خود بال میزاره .. از ظرفی پرواز در ارتفاع پایین لیفت رو زیاد میکنه و لیفت زیاد ممکنه باعث واگرایی و فلاتر در بال بشه ( واگرایی و فلاتر رو قبلا گفتیم ) .. اگر جنگنده در ارتفاع خیلی نزدیک به زمین یا دریا پرواز کنه و سرعت فراصوت داشته باشه ، اونوقت بستگی داره روی زمین پرواز کنه یا روی دریا چون در این صورت بحث بازتابش امواج شوک از سطح زمین و دریا پیش میاد و تاثیر موج شوک بازتابی روی جنگنده ( آیا تاثیر داره یا نداره ) . پس نمیشه واقعا به سوال شما جواب داد چون همونطور که در تاپیک ها گفتم ، علم هوافضا بسیار بسیار پیچیده و گستردست و هرکدوم از گرایشات این رشته مثل ایرودینامیک - مکانیک پرواز - تحلیل سازه - پیشران - فضایی دنیایی هستن برای خودشون !


ای داد بیداد تصویر: /weblog/file/forum/smiles/33.gifتصویر: /weblog/file/forum/smiles/33.gif
پس من به جواب سوالام نمیرسم. دقیقا همین‌هایی که قرمز کردم رو سوال داشتم تصویر: /weblog/file/forum/smiles/1.gif
پس تا اونجایی که من فهمیدم نمیشه خیلی از عملکرد یه رهگیر مثل رپتور در ارتفاع‌های پایین مطمئن بود. درسته؟

پ.ن: من موندم این دوستان امریکایی (به علت زیادی بزرگ‌پنداری امریکا)مون چطور بدون بررسی همه این‌ها میان و روی خوب و بد هواپیما‌ها نظر میدن و هی از محصولات امریکایی تعریف میکنن؟
چهارشنبه 17 مرداد 1397 - 06:10
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 2 کاربر از wolong به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: ahidk1 /rubik /


تعداد ارسال ها: 693
تاريخ عضويت: 2 /4 /1395
محل زندگي: یاسوج
سن: 25
تعداد تشکر کرده: 5082
تعداد تشکر شده: 3939
نیروی هوافضای سپاه پاسداران
انجمن آي آر ارتش

پاسخ : 5 RE گردابه های تشکیل شده دور بال
نقل قول از wolong
نقل قول از rubik
سلام ...

اگه منظورتون از ایرفویل بال هستش که باید گفت در بال همه چیو بررسی میکنن . از مقاومت از واگرایی و فلاتر . گشتاور و غیره .. هر چقدر که ارتفاع پروازی کمتر باشه ، دیرتر به سرعت صوت میرسیم و هرچقدر که ارتفاع رو زیاد کنیم ، زودتر به سرعت صوت و به طبع اون شکستن دیوار صوتی و رفتن به سرعت فراصوت میرسیم . جواب دادن به این سوالتون واقعا سخته ! چون باید خیلی از موارد رو لحاظ کنیم ! مثلا اگر جنگنده در ارتفاع پایین پرواز کنه ، فشار زیاد زیر بال چه تاثیری روی لایه مرزی میزاره ، چه تاثیری روی مقاومت سازه ای خود بال میزاره .. از ظرفی پرواز در ارتفاع پایین لیفت رو زیاد میکنه و لیفت زیاد ممکنه باعث واگرایی و فلاتر در بال بشه ( واگرایی و فلاتر رو قبلا گفتیم ) .. اگر جنگنده در ارتفاع خیلی نزدیک به زمین یا دریا پرواز کنه و سرعت فراصوت داشته باشه ، اونوقت بستگی داره روی زمین پرواز کنه یا روی دریا چون در این صورت بحث بازتابش امواج شوک از سطح زمین و دریا پیش میاد و تاثیر موج شوک بازتابی روی جنگنده ( آیا تاثیر داره یا نداره ) . پس نمیشه واقعا به سوال شما جواب داد چون همونطور که در تاپیک ها گفتم ، علم هوافضا بسیار بسیار پیچیده و گستردست و هرکدوم از گرایشات این رشته مثل ایرودینامیک - مکانیک پرواز - تحلیل سازه - پیشران - فضایی دنیایی هستن برای خودشون !

ای داد بیداد
پس من به جواب سوالام نمیرسم. دقیقا همین‌هایی که قرمز کردم رو سوال داشتم : آخه ببینید سوال شما مثل اینه مثلا بگیم برای استخراج نفت چقدر زمان و هزینه نیازه ؟ خب بستگی داره میدون نفتی کجا باشه ، چه سازندی باشه ، تو چه عمقی باشه ، لایه های زمین اونجا به چه شکل باشه ، چه نوع مته ی حفاری نیاز باشه ، چقد لوله ی جداری و سیمان کاری دیواره ی چاه برای جلوگیری از ریزش دیواره ی چاه حین حفاری نیاز باشه ، لوله ی حفاری چه اندازه ای باشه ، اسید کاری بخواد یا نخواد و کلی مسائل دیگه . پس نمیشه به سوالتون جواب دقیق داد چون بالاخره هر هواپیمایی با هواپیمای دیگه فرق میکنه از طراحی بگیر تا تفاوت تکنولوژی و جنس بدنه و ساختمان درونی بال و بدنه و غیره ...
پس تا اونجایی که من فهمیدم نمیشه خیلی از عملکرد یه رهگیر مثل رپتور در ارتفاع‌های پایین مطمئن بود. درسته؟ : منکه همچین چیزی نگفتم ! بالاخره وقتی یک جنگنده ساخته میشه خصوصا توسط کشوری مثل امریکا با این همه سال قدمت و تجربه در عرصه ی هوایی و پیشرو در فناوری های هوایی ، به سیر تا پیازش دقت کردن و محاسبات دقیق و بسیار پیچیده ای رو براش لحاظ کردن تا از همه نظر مطلوب باشه . در قاهر اف 313 خودمون هم چند صد متخصص و نخبه کنار هم جمع شدن تا این جنگنده طراحی و ساخته شده ولی متاسفانه عده ای مسخره میکنن ( در ادامه دلیلشو میگم )

پ.ن: من موندم این دوستان امریکایی (به علت زیادی بزرگ‌پنداری امریکا)مون چطور بدون بررسی همه این‌ها میان و روی خوب و بد هواپیما‌ها نظر میدن و هی از محصولات امریکایی تعریف میکنن؟ تعاریفی که از جنگنده ها میشه معمولا بر اساس اطلاعاتی هستش که در وبسایت ها منتشر شده مثل میزان بازتابش راداری یا رادارگریزی ، نوع تسلیحات قابل حمل ، شعاع عملیاتی ، نوع و توان موتور ، نوع و برد رادار ، اویونیک و الکترونیک و غیره .. در واقع اینها خروجی کار هستند و کسی سختی ها و رنج هایی که حین طراحی و ساخت فلان موشک یا رادار یا جنگنده و پهپاد و هلیکوپتر و غیره کشیده شده رو نمیبینه . مثلا یبار یه کلیپ دیدم که فکر کنم یکی از متخصصین ناسا بود و میخواست از ربات پرنده بالزن رونمایی کنه . قیافش پکیده بود ! عینک ته استکانی ، قیافه ذلیل خخخخ خب این یعنی چی ؟ یعنی نباید فکر کنیم چارتا بچه مدرسه ای نشستن قاهر رو طراحی کردن بلکه کلی استاد دانشگاه و متخصص کنار هم جمع شدن که هر کدومشون ارشد و دکترای هوافضا و مکانیک اونم از بهترین دانشگاه های ایران و خارج دارن و محاسبات و تحلیل هایی که ما به خواب شبمونم نمیبینیم ، اونا انجام دادن برای ساخت و طراحی قاهر . نه فقط قاهر بلکه هر موشک و پهپاد و هر چیز دیگه در صنعت هوافضا ( در بحث ساخت رادار و اپتیک و غیره هم همینه ولی چون علاقم هوافضاس برا همین از هوافضا مثال میارم ) .


ادمایی که درس میخونن یا مطالعه دارن ، تهش به دو دسته تقسیم میشن :

یا جو زده میشن و خودشونو عالم علوم میبینن و همراه این جو زدگی حتما غرب گرایی درشون رشد میکنه و با سواد بودن رو در عیب و ایراد الکی گذاشتن روی تسلیحات ساخت کشور خودشون و بی نقص و مهندسی جلوه دادن تسلیحات غرب میبینن .
یا به این نتیجه میرسن که مثلا برای ساخت یک موشک چقدر زحمت کشیده شده و قدر میدونن و سر تعظیم مقابل سازندگانش فرود میارن و از این به بعد به خودشون اجازه نمیدن تو هر مسئله ای نظر بدن چون قبلا به پیچیدگی و گستردگی این علم رسیدن ولی در عین حال جواب مسخره کنندگان رو قاطع میدن تا دهنشون بسته شه و فکر نکنن چارتا ویکی خوندن میتونن یک سلاح رو مسخره کنن !! چیزی که متاسفانه در گروه های تلگرامی و کامنت های هموطنان در پیج های اینستاگرام به وفور دیده میشه .
امضاي کاربر :
چهارشنبه 17 مرداد 1397 - 15:23
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 2 کاربر از rubik به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: keyvanpersiangulf /wolong /



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.




انجمن نظامی آی آر ارتش