نام کاربري : کلمه عبور : عضو انجمن نيستيد ! همين حالا عضو شويد . | کلمه عبور خود را فراموش کرده ام !







آغاز شده توسط
متن
alij آفلاين



تعداد ارسال ها: 1001
تاريخ عضويت: 15 /11 /1393
محل زندگي: شاهرود
تعداد تشکر کرده: 11188
تعداد تشکر شده: 5165
[Custom_Field_Content]
انجمن اي ار ارتش

امیر دریادار دوم داریوش ضرغامی

دریادار دوم «داریوش ضرغامی» یکی از تکاوران دریایی ارتش در دوران دفاع مقدس و از فرماندهان مدافع خرمشهر بود که سه روز پیش در آیین افتتاحیه سایت قایقرانی شهید ناخدا تکاور محمد مختاری، در حین سخنرانی و بازگویی خاطرات و رشادت های هم‌رزمان خود در 8 سال جنگ تحمیلی دچار سکته قلبی شد و پس از انتقال به بیمارستان امام خمینی(ره) اهواز، درگذشت.


رشادت‌های امیر دریادار دوم «ضرغامی» به اندازه‌ای بود که صدام برای کشته شدن وی جایزه تعیین کرد.
امیر تکاور دریایی داریوش ضرغامی در سال ۱۳۱۹ در تبریز به دنیا آمد و در سال ۱۳۳۹ وارد دانشکده افسری نیروی زمینی ارتش شد‌.

امیر ضرغامی در خانواده‌ای نظامی بزرگ شد و همچون نیاکانش از وطن دوستان، مبارزان راه کشور و وطن بود.
وی تا سال ۱۳۵۴ در نیروی زمینی ارتش خدمت کرده و پس از طی دوره عالی، جهت تشکیل گردان‌های تکاوران دریایی از بین ۸۶ نفر داوطلب به عنوان نخستین فردی نظامی انتخاب شد.

امیر ضرغامی در مرکز آموزش تکاوران منجیل دوره تکاوری را به پایان رساند و در همانجا به عنوان فرماندهی آموزش مشغول به خدمت شد و در نهایت برای طی دوره عملیات آبی و خاکی و ستاد، به آمریکا اعزام شد.

امیر ضرغامی در دوره‌های آموزشی خارج از کشور در میان افسران کشورهای مختلف با درجه ممتازی فارغ التحصیل شد و سپس به ایران مراجعت کرد.

ناخدا صمدی تصریح کرد: وی از 1357/9/19 در بوشهر به فرماندهی گردان تکاوران انتخاب شد و بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی نیز مجدداً در فرماندهی آموزش تکاوران دریایی مشغول به کار شد و در بحبوحه رجز خوانی اعراب برای جزایر سه گانه ایران اسلامی با تیپ تفنگداران جهت حفاظت از این جزایر به منطقه اعزام شد.

ایشان پس از آغاز جنگ تحمیلی با گردانی از تکاوران دریایی از مرکز آموزش منجیل به جبهه خرمشهر اعزام شد. رشادت‌ها، دلاوری‌ها و جانفشانی‌های این فرمانده بزرگ و سربازان تحت امرش در خرمشهر لرزه بر تن ارتش بعثی انداخت تا جایی که صدام برای سر ایشان جایزه تعیین کرد.

خاک خرمشهر و آبادان به خون پرسنل تحت امر ایشان آغشته است این تکاور بزرگ چندین بار مجروح شد؛ اما به رغم آسیب‌دیدگی هیچگاه از جبهه خارج نشد. ترکش‌های گلوله های دشمن هنوز در جای جای پیکر مبارک این عزیز موجود است، وی در عملیات های شکست حصر آبادان، عملیات بیت المقدس، عملیات اسکورت کاروان ها، دفاع از جزایر سه گانه و دفاع از اروند رود نقش آفرین بوده و همچنین فرماندهی منطقه سوم خرمشهر و فرماندهی گروه رزمی آبادان و خرمشهر را در کارنامه خود دارد.

دریادار ضرغامی در نهایت در برنامه گردهمایی تکاوران دریایی در خرمشهر یعنی در همان محلی که همرزمان شهیدش به لقاء الله پیوسته بودند دارفانی را وداع گفت و به همرزمانش پیوست.
پنجشنبه 13 دی 1397 - 21:57
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 4 کاربر از alij به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: serdarhan &ahidk &crounus2000 &behrouz07 &


تعداد ارسال ها: 1001
تاريخ عضويت: 15 /11 /1393
محل زندگي: شاهرود
تعداد تشکر کرده: 11188
تعداد تشکر شده: 5165
انجمن آي آر ارتش

پاسخ : 1 RE امیر دریادار دوم داریوش ضرغامی
به یاد تیمسار داریوش ضرغامی و برای تکاوران فراموش‌شده

دوراندیشی شورای انقلاب و نیروی دریایی بود که پای تکاوران را به خرمشهر باز کرد. شهری که مقدر بود ناخدا داریوش ضرغامی به ‌آنجا برود، دلاوری کند، از نزدیک شاهد شهادت افسرانش باشد و سی و هشت سال بعد از همان جا به آسمان پرواز کند. (+) او که تبریزی بود، در هنگامه بازنشستگی زمزمه می‌کرد «من آبادانی‌ام، خرمشهری‌ام، به آنها مدیونم.»


در خاطرات اهل ادب و هنر دیده بودم که گفته‌اند «آبادان همه را عاشق می‌کند» ولی چند روز قبل که ناخدا ضرغامی به دیار حق شتافت مرا سخت تکان داد. او در ششم دی ماه در حضور کهنه سربازان تکاور در زیر پل خرمشهر خطاب به مدیران سخنانی بر زبان آورد که تأثر برانگیز بود. مضمونش این بود: آی آدم‌ها کجایید، آی مدیران ما از شما انتظار محبت داریم نه کمک، انتظار داریم ما را ببینید، ‌آیا زمان فراموشی ما رسیده است؟
این ها آخرین جملاتی بود که او بر زبان راند و اندکی بعد بر اثر فشار قلبی سکته کرد و درگذشت.

در روزهای پس از پیروزی انقلاب، دو سیاست در عراق و ایران به اجرا درآمد. در عراق، شورای فرماندهی به سرهنگ ابوعلی، رئیس اداره استخبارات بصره، دستور سازماندهی مخالفین داخل ایران را داد و در ایران، ستاد نیروی دریایی دستور گشت‌ زنی و پاسداری از جزایر خلیج‌ فارس را به پایگاه دریایی خرمشهر فرستاد. حکم اولین مأموریت در اردیبهشت ۱۳۵۸ صادر شد. گردان یکم تکاوران از بوشهر به خرمشهر اعزام شد تا در خلیج‌ فارس گشت زنی‌کند.

در آن روزها در ایران کسی فکرش را هم نمی‌کرد چه واقعه شومی در راه است. داشتیم به فضایی خوفناک وارد می‌شدیم، نعره جدایی خرمشهر از خاک ایران را می‌شنیدیم و نمی‌دانستیم چه خواهد شد یا چه باید کنیم.

من هجده سالم بود. خوب یاد دارم غروب‌های زیبای خرمشهر را و شب های ‌آبادان را که چه زود در کام مان زهرناک شد و چه زود بزرگ شدیم.

در حالی نیروهای اعزامی به فرماندهی حسین بای و معاونت مرتضی میری،که تعدادشان به یکصد نفر بالغ می‌شد، به خرمشهر پا گذاشتند که سازمان سیاسی خلق عرب نیمی از مأموریتش را به خوبی انجام داده بود. گروه‌های سه و پنج نفره در اردوگاه آموزشی در بصره استقرار داشتند. نعره‌هایشان بالاتر رفته بود.

*تمیسار ضرغامی در آخرین سخنرانی اش در زیر پل خرمشهر و در جمع تکاوران - او دقایقی بعد از گرفتن این عکس، سکته کرد و آسمانی شد



حادثه تلخ چهارشنبه سیاه خرمشهر در نهم خرداد ۱۳۵۸ ارزش تکاوران و تفنگداران را بیشتر نمایان کرد. درگیری‌های شهری از همان چهارشنبه نفرین‌شده آغاز شد و تا یک ماه و شاید هم کمی بیشتر، ادامه یافت. با پایان درگیری‌ها، موج جدید انفجارها در آبادان و خرمشهر سر گرفت. مردم در بازار، قطار، مسجد و پارک شهید و مجروح می‌شدند، من پر از ترس بودم و نمی‌دانستم چرا؟

در آخرین روز شهریور۱۳۵۹شهر بمباران شد. خانه‌ به‌دوشی شروع شد ومردم دسته‌دسته کوچیدند.

ناخدا داریوش ضرغامی به همراه ۲۷۰ تفنگداردر مهر ۱۳۵۷ وارد آبادان شد. خبرش در میانه آن همه ترس و هراس برای مردم مسرت‌ بخش بود و مایه قوت قلب‌شان. مقدرشده بود دو ناخدا منجی ما باشند با هشتصد تکاور که سی و چهار روز بجنگند.

*تیمسار ضرغامی در کنار تکاوران نبرد خرمشهر در جلسه تاریخ شفاهی - نفر اول سمت چپ



شمار تکاوران نیروی دریایی خیلی کمتر از رزمندگان بسیج و سپاه بود اما هیبت‌شان دشمن را به عقب می‌برد. از روز سی‌ام صحنه جنگ تغییر کرد، ‌آتش دشمن همه شهر را گرفت. سیصد تن از تکاوران شهید و مجروح شدند و از مردم و بسیج و سپاه چند برابر. به ناچار در پایان روز چهارم آبان عقب نشینی آغاز شد. نیمی از شهر به دست دشمن افتاد. ایران به سوگ رفت.

ضرغامی و صمدی با فرماندهان ارتش و سپاه وارد شور شدند و نقشه جدید بیرون آمد؛ حمله پارتیزانی و شناسایی وظیفه تکاوران شد.

محاصره آبادان کار را دشوارتر کرد. امام فرمان داد باید آبادان رفع حصر شود. ناخدا ضرغامی و ناخدا صمدی، یکی ارشد و دیگری معاون، به کار سازماندهی تکاوران شدند. مهر، همچون نامش، ماه خوبی‌ها است. پر از نیکی و جشن و شادمانی است. هزاران خراسانی، شیرازی، گیلانی، تبریزی و ... برای حمله به دشمن راهی‌ آبادان شدند. آبادان آزاد شد به سال یک هزار و سیصد و شصت خورشیدی و سهم تکاوران، عملیات پارتیزانی و شناسایی بود که چه نیکو بار داد.



حال نوبت آزادی خرمشهر بود. اگر آن خرداد لعنتی بود، مقدرشد این یکی، شیرین و عسل باشد، لباس سوگ از تن به درآید. پنج عملیات نفوذ در خاک دشمن بارمز «چشم دشمن» برای شناسایی مواضع موشکی مأموریتی بود که تکاوران زیر نظر ناخدا ضرغامی به اجرا درآوردند. مشاورت دو فرمانده عالیرتبه تکاوران، ناخدا ضرغامی و ناخدا صمدی، در اتاق جنگ نشان از هوش و فراست این دو بود که همگان را به تحسین وا داشت.

اسم رمزعملیات که پخش شد تکاوران بسان رعد در منطقه پلیس راه خرمشهر بر سر دشمن فرود آمدند. با چابکی مواضع دشمن را منهدم کردند و با زیرکی یک هزار سرباز و افسر را به اسارت درآوردند. دوستم می‌گفت «نگاهشان می‌کردم یاد ارتش هخامنشی می‌افتادم، فرز و چابک.» خرمشهر آزاد شد به سال یک هزار سیصد و شصت خرداد ماه.

پس از آزادسازی خرمشهر تیپ تکاوران کمی به استراحت و درمان و بازسازی رفت تا اینکه مأموریت جدید ابلاغ شد.

اوپات نام باستانی آبادان است. اوپات‌ها در دولت هخامنشی، نگهبان اروندرود و خلیج‌ فارس بودند تا تجارت را امنیت دهند و کشتی‌ها را راهنمایی کنند. تکاوران اکنون مأموریت داشتند از کشتی‌های تجاری که در بندر امام پهلو می‌گرفتند، در مقابل حملات موشکی دشمن بعثی پاسداری کنند. در انتهای جزیره آبادان چند ایستگاه موشک‌انداز تأسیس شد که با همراهی نیروی هوایی، حملات دشمن در هوا و زمین را رصد و منهدم می‌کردند. در آن زمان بیشترین کالاهای اساسی کشور بندر امام وارد می شد.

سرهنگ تکاور حسین بای که من هنوز ستوان صدایش می‌کنم، می‌گفت: «ناخدا ضرغامی همه چیز را تحت کنترل داشت.در زمان کار، سختگیر و در هنگام استراحت، شوخ‌طبع بود. با دیگران به احترام سخن می‌گفت. در وطن‌پرستی درجه یک و نسبت به قانون تابع محض بود. در امور خانواده مهربانی بسیار داشت و پس از بازنشستگی در هر محفل و مجلس رزمندگان شرکت می‌جست. زیاد کتاب می‌خواند و در دانشگاه امام علی (ع) تدریس می‌کرد.» ستوان بای درحالی‌که صدایش بغض داشت گفت:«من نمی‌گویم از ما تجلیل کنید، فقط نگذارید حافظه مردم ایران از حماسه فرزندانشان پاک شود. این چیز زیادی نیست.»


منبع
پنجشنبه 13 دی 1397 - 22:05
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 5 کاربر از alij به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: serdarhan /ahidk /rasool /behrouz07 /crounus2000 /


تعداد ارسال ها: 1001
تاريخ عضويت: 15 /11 /1393
محل زندگي: شاهرود
تعداد تشکر کرده: 11188
تعداد تشکر شده: 5165
انجمن آي آر ارتش

پاسخ : 2 RE امیر دریادار دوم داریوش ضرغامی
خاطرات زنده یاد امیر دریادار ضرغامی در کتاب «یک شهر، یک خانه»

«یک شهر، یک خانه» خاطرات دریادار دوم تکاور داریوش ضرغامی است که همزمان با درگذشت وی به علاقه‌مندان معرفی می‌شود. امیردریادار ضرغامی یکی از یادگاران و پیشکسوتان ۸ سال دفاع مقدس و از مدافعان خرمشهر قهرمان است.

به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، مریم حضرتی، نویسنده در مقدمه کتاب چنین نوشته است: «با لباس‏های اتوکشیده و موهایی که خیلی وقت است سفید شد‏ه‏اند برایم از جنگ می‏گوید.

قدم به قدم با او در کوچه پس‏کوچه‏های خرمشهر پرسه می‏زنیم و خاطرات سی و چهار روز مقاومت را مرور می‏کنیم. از من راوی گریزان است و اصرار دارد همراه تکاورهایش از او یاد کنم. برای همة حرف‏هایش سند و مدرک دارد. زل می‏زنم به چشم‏هایش و تاریخ جنگ را در عمق نگاهش ورق می‏زنم.

ضرغامی خود را عاشق ارتش می‏خواند و این‏گونه شروع می‏کند: «هفتاد و پنج سال دارم و هنوز هم عشق نظامی‏گری در وجودم موج می‏زند. جنگ خوب نیست. ندیده این را نمی‏گویم. من با جنگ و در جنگ زندگی کردم. جنگ به جز ویرانی و تباهی نمی‏تواند چیزی به دنبال داشته باشد. اما، دفاع از سرزمین شیرین است و این کتاب زشت و تلخِ جنگ عجب صفحه‏های عاطفی و پرافتخاری دارد...».

در قسمتی از کتاب هم اینگونه آمده است: (عشق ایران در دل تکاوران ریشه دوانده بود و حاضر بودند جان خود را فدای پرچم ایران کنند تا همواره در جای‏جای میهن در اهتزاز باشد.

ساختمان فرمانداری خرمشهر آن روز چند بار دست به دست شد. در عرض چند ساعت چندین بار به دست دشمن افتاد و هر بار مدافعان شهر آن را پس گرفتند. در آن لحظات، ما فقط پنج نفر بودیم و به‏تنهایی با خیل نیروهای عراقی درافتاده بودیم. دو طرف تلاش می‏کرد پرچم خود را جایگزین کند. ما همة توان خود را به کار بردیم و چندین بار پرچم عراق را پایین کشیدیم و پرچم ایران را برافراشتیم. دشمن تصور نمی‏کرد با چنین مقاومتی روبه‏رو شود. دیدن آن صحنه‏ها شاید برای آن‏ها هم جالب بود؛ اینکه می‏دیدند تعدادی اندک جلوی آن همه نیرو کم نمی‏آورند...)

مجموعه «قصه‌های دریا» خاطرات جمعی از فرماندهان نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران (نداجا) در دوران دفاع مقدس برای نوجوانان است که به همت حوزه هنری کودک و نوجوان تولید و توسط سوره مهر منتشر شده است.


گفتنی است، دریادار تکاور «داریوش ضرغامی» یکی از تکاوران دریایی ارتش در دوران دفاع مقدس و از فرماندهان مدافع خرمشهر سه روز پیش در حین سخنرانی و بازگویی خاطرات و رشادت های هم رزمان خود در دوران دفاع مقدس در آئین افتتاحیه سایت قایقرانی شهید ناخدا تکاور محمد مختاری دچار حمله قلبی شد و پس از مداوا در همان شب به دیار باقی شتافت.



منبع
جمعه 14 دی 1397 - 11:34
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 2 کاربر از alij به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: rasool /crounus2000 /



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.




انجمن نظامی آی آر ارتش