نام کاربري : کلمه عبور : عضو انجمن نيستيد ! همين حالا عضو شويد . | کلمه عبور خود را فراموش کرده ام !







آغاز شده توسط
متن
tomcat6062 آفلاين



تعداد ارسال ها: 2001
تاريخ عضويت: 14 /7 /1392
محل زندگي: اصفهان
تعداد تشکر کرده: 2312
تعداد تشکر شده: 7833
نیروی هوایی ارتش ج.ا.ا
انجمن اي ار ارتش

بیاد شهیدان کریمایی و فصیحی
مظلوم تر از مظلوم * غریب تر از غریب و تنها تر از تنها

این پست رو تقدیم میکنم به شهدای مظلوم نیروی هوایی شهیدان سرهنگ خلبان علیرضا کریمایی و سرگرد خلبان مصطفی فصیحی.
اینجا دفتر دلنوشته های ماست برای این شهدا.خواهش میکنم فقط درباره خود شهدا بنویسید و وارد نحوه شهادت و ... نشید.بخاطر حرمت خون شهدا !
بپاس احترام خون این دوشهید که مقارن اذان صبح روز پنج شنبه 6 بهمن 1390 در آبهای نیلگون خلیج فارس به شهادت رسیدند و جهت زندن نگه داشتن نامشون کاربران عزیزی که وارد این بخش میشن یه جمله رو به یادگار بنویسن . یاعلی.

امضاي کاربر :
یکشنبه 03 آذر 1392 - 04:56
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 4 کاربر از tomcat6062 به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: samin &shahrambibal &5922 &tanha142 &


تعداد ارسال ها: 2001
نیروی هوایی ارتش ج.ا.ا

پاسخ : 1 RE
به قول شهيد آويني:پندار ما اين است كه ما مانده ايم و شهدا رفته اند.اما حقيقت آن است كه زمان ما را با خود برده و شهدا مانده اند. سحرگاه پنج شنبه ۶ بهمن 1390 ساعت ۴:۳۰دقیقه صبح با اعلام وضعيت اسكرمبل اين دو خلبان جوان و قهار نيروي هوايي ارتش در بوشهر قدم بر رکاب هواپيماي اف۱۴ به شماره سریال 6062 گذاشتند و در آغوش آسمان جای گرفتند .اما فقط ۳ دقيقه پس از برخاستن از خاک در يك پرواز عملياتي بالاي جزيره شيف منهدم و به شهادت رسيدند. گلبرگ های پيكر پاك آنها با احترام و شكوه خاص اما غريبانه و بي سرو صدا در اصفهان و تهران تشییع و به خاك سپرده شد.یادمان باشد در عين جواني و آرزوهاي انساني رفتند تا ما بمانيم.فرود نيامدند تا نام ايران در اوج باقی بماند.مثل بزرگانشان بي ادعا و بي آلايش .خداوند لاله های پرپر باغ بدنشان را برای خود خرید و با آبی زلال خلیج همیشه فارس غسل داد و بستر دریا را آرامگاه ابدی آنان قرار داد.سایت تامکت6062 به نشانی www.tomcat6062.ir از تاریخ 6 بهمن 1390 همزمان با شهادت این دو خلبان شهید نهاجا و به یاد همه شهدای والامقام نیروی هوایی ارتش تاسیس شده و به عنوان یادمان این شهدا فعالیت میکند.عزیزان علاقه مند به همکاری لطفا مراتب تمایل خودرا اعلام بفرمایند.صلوات.
امضاي کاربر :
یکشنبه 03 آذر 1392 - 05:02
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 4 کاربر از tomcat6062 به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: samin /wars /shahrambibal /5922 /


تعداد ارسال ها: 2001
نیروی هوایی ارتش ج.ا.ا

پاسخ : 2 RE حرف دل ....



فدات علیرضا که چه مظلومانه زندگی کردی، چه مظلومانه پرپر شدی، چه مظلومانه تشییع شدی وبخاک سپرده شدی وچه مظلوم هستی هنوز و خواهی بود !
نمیدونم پسرت دانیال با این غم سنگین کنار اومده یا نه ؟ یه روزی بهش میگم پدرش کی بود و چه کرد ! ولی همش از این میترسم که از من بپرسه : عمو مهدی توبراش چکار کردی ؟ وای وای اگه این سوالو بپرسه چی باید جواب بدم؟ بگم سکوت کردم تا بغض امنیت کشورم نترکه؟ بگم دانیال جان من سکوت کردم تا خونش بیش از این پایمال نشه؟
اما دانیال عزیز ! توباید بدونی پدرت یه مرد تمام عیار بود.حرف نمیزد بلکه عمل میکرد ! حرفهایی که امثال من توی نمایشگاهها برای مردم میزدیم اون بی صدا عمل میکرد.پدرت یه مرد بی ادعا بود.پدرت کسی بود که فقط دوتا انگشت ازش به خاک رسید و بقیش سهم آسمون شد.این دو تا انگشت رو هم به نشانه پیروزی و هم برای اشاره به من فرستاد که یادم باشه. یادم باشه یه پسر 12 ساله یتیم شد تا 20 میلیون پسر بابا داشته باشن.دانیال جان! پدرت رفت تا دوستانت قدر پدرهاشونو بدونن و این شبای سرد زمستونی و شبای سوزناک فراموشکاری، همه پدرها سایه سر بچه هاشون باشن.دانیال جان.سهم پدرت از این دنیا یه عالمه دل بود که با خودش برد به اعماق دریا.پدرت قهرمان بود.اگه یکی گفت پدرت میخاسته ..... بگو من خودم رو بکشم. تو گریه نکنیا ! من خودم بجای همه دنیا برات گریه میکنم.مگه من مرده باشم این حرفا به گوش تو برسه.هر روز به گوش من میرسه.وقتی غربت پدرت رو میبینم میگم ایکاش زودتر از ذهن مردم پاک بشه تا یه وقت یکی نیاد به تو حرفی بزنه.این روزا حرف زدن راحت شده.اونم حرفایی که از کشتن بدتره.
علیرضا بدجور دلم گرفته ! نمیخام کوچه به اسمت بزنن.تمام کشور دل من مال توئه.فقط زنده میمونم به امید روزی که اقام بیاد ....
بیا مهدی ولی با ذوالفقارت / که گردنها بود در انتظارت ....
امضاي کاربر :
یکشنبه 03 آذر 1392 - 05:04
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 3 کاربر از tomcat6062 به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: samin /shahrambibal /5922 /


تعداد ارسال ها: 2001
نیروی هوایی ارتش ج.ا.ا

پاسخ : 6 RE گالری تصاویر شهیدان کریمایی و فصیحی











امضاي کاربر :
یکشنبه 03 آذر 1392 - 05:53
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 4 کاربر از tomcat6062 به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: rescue21 /moh /samin /5922 /


تعداد ارسال ها: 2001
نیروی هوایی ارتش ج.ا.ا

پاسخ : 7 RE
این که ما گفتیم از دریا نمیست / خاطرات این شهیدان عالمیست
امضاي کاربر :
یکشنبه 03 آذر 1392 - 06:39
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 4 کاربر از tomcat6062 به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: rescue21 /samin /shahrambibal /5922 /


تعداد ارسال ها: 2

پاسخ : 8 RE بیاد شهیدان کریمایی و فصیحی
دوستان جاتون خالی 5شنبه سر مزار این شهید بودم !واقعا تو بهشت زهرا قطعه غریبیه!
یکشنبه 03 آذر 1392 - 13:10
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 4 کاربر از mahdsattari به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: samin /rescue21 /shahrambibal /5922 /


تعداد ارسال ها: 2001
نیروی هوایی ارتش ج.ا.ا

پاسخ : 9 RE
شهدا چراغ راه ما هستند. وقتش شده از این جراغها برای راه سخت و تاریک خودمون استفاده کنیم.بجای اینکه عکس شهدا رو به دیوار بزنیم ، راه شهدا رو ادامه بدیم...
امضاي کاربر :
یکشنبه 03 آذر 1392 - 15:00
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 4 کاربر از tomcat6062 به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: samin /rescue21 /shahrambibal /5922 /
moh آفلاين

moh



تعداد ارسال ها: 361

پاسخ : 10 RE بیاد شهیدان کریمایی و فصیحی
تصویر: /weblog/file/forum/smiles/14.gifفقط بگم دلمون اتش زدی

امیدوارم دانیال بهت نیاد بگه عمو مهدی وقتی که به بابام گفتن منافق یا وقتی که بابا من علی رضا کریمای اسکرمبل شد عاشقونه به سمت هواپیماش می دوید هواپیماش با زاویه 70درجه از زمین میکند گفتن بابات خواب بوده سرش گیج رفته رفته ته دریا نگه چرا نگفتی بابا من قهرمان بود چرا زا بابام دفاع نکردی
یکشنبه 03 آذر 1392 - 15:40
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 1 کاربر از moh به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: shahrambibal /
moh آفلاين

moh



تعداد ارسال ها: 361

پاسخ : 11 RE بیاد شهیدان کریمایی و فصیحی
از هردو این عزیزان خجالت میکشم شهید فصیحی رو خیلی نمیشناختم اما شهید کریمایی همیشه می گفت من اهل اجکت کردن نیستم

بعضی اقایون کم توجیح الکی کنید این حرفا برای کسی بزنید که چیزی سرش نشه من دوتا داداشم خلبان ارتش هستن مگه میشه خلبان الرت خواب باشه بعد اسکرمبل تازه از خواب بیدار شه توجیحمسخره بازم بعدم بگن سرش گیج رفت رفته دریا اونم علی رضا کریمایی که نصف عمرش با تام کت اینورت میکرده

ضمن اینکه روز قبل حادثه شهید فصیحی فیلم گرفته با گوشیش از اسمان که داره میگه علی رضا 18هدف داریم کدام بزنیم

نمیدونم برایمنم سوال مگه میشه الکی اسکرمبل زد

یکی به من معنی اسکرمبل بگه اقا

اسکرمبل حتی اگر رادار تشخیص بده یک شی متخاصم اسکرمبل زده میشه حالا چه برسه دیگه جنگنده های متخاصم تو مرز ایران بودن


فقط میگم علی رضا کریماایی و مصطفی فصیحی به هردو شما افتخار میکنم
یکشنبه 03 آذر 1392 - 15:49
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 1 کاربر از moh به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: shahrambibal /
moh آفلاين

moh



تعداد ارسال ها: 361

پاسخ : 12 RE بیاد شهیدان کریمایی و فصیحی
جناب خلبان نظر شما در مورد تام کت 6062 چی هست که مردان بزرگیی چون علی رضا کریمایی و مصطفی فصیحی برای همیشه اسمانی شدند؟

ایا برخورد به اب صحت دارد به این علت که خلبان تازه از خواب بیدار شده است؟

یا به علت نقص فنی در اسمان منفجر شده است؟
یکشنبه 03 آذر 1392 - 16:33
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 2 کاربر از moh به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: shahrambibal /5922 /


تعداد ارسال ها: 2001
نیروی هوایی ارتش ج.ا.ا

پاسخ : 13 RE
پسرخاله عزیزم مصطفی !
اخرین باری که دیدمت در مورد تست پایلوت و ... حرف زدیم. بهت گفتم دیونه ای که پرواز میکنی و تو فقط از عشق به پرواز و وطن حرف زدی ! یادته ؟
هر وقت میخام بیام سرمزارت توی گلستان شهدای اصفهان، سعی میکنم یه ساعتی باشه پدر و مادرت اونجا نباشن.دق مرگ میشم.پدرت همیشه بمب روحیه بود توی فامیل و وارد هر جمعی میشد بساط خنده و شادی و سرور راه می افتاد.اما من 22 ماهه خنده پدرت رو ندیدم.مادرت که حالا توان ایستادن نداره.پدرت هم دیسک کمرو پادرد گرفته نمیتونه زیاد راه بره.پیر نبودنا ! رفتن تو اونا رو پیر کرد.مادر من تعریف میکرد که شب عروسی پدرو مادرت بوده و مادرم خواب دیده که از دامن مادر تو ستاره ای به اسمون رفت.حالا تعبیر اون خواب رو بعد از 35 سال میفهمم. درسته مدال افتخاری روی سینه ما شدی اما داغی شدی روی دل پدر و مادر وبرادر و خواهر و همسرت.راستی چرا کسی حرف از همسرت نمیزنه؟
دختری که به دل به تو داد و با اینکه خودشم فرزند پرسنل بود و خطرات خلبانی رو میدونست دستشو توی دستات گذاشت و عروست شد.حالا اون دختر شاد و همیشه خندون به اندازه ده سال پیر شده و خنده هاش فقط برای دخترت عسل دیده میشه.اونم خنده های مصنوعی و زوری که دخترت دق نکنه.
از عسل بگم. دخترت ! یادته هیچوقت بهت نمیگفت بابا ؟ هرکاری میکردی و هرچقدر اصرار و خواهش میکردی، فقط بهت میگفت مصطفی ! چقدر ما میخندیدیم ! اما از روزی که رفتی فقط میگه بابا !
میدونم که هنوز باور نکرده.هنوز تا صدای زنگ میاد عسل با عجله میره در رو باز کنه شاید این حقیقت تلخ دروغ باشه و این بار تو پشت در باشی !
روزایی که میومدی خونه عسل تنها کسی بود که اجازه داشت درو بازکنه و بگه بابای خوشگلم خوش اومدی ! وقتی روز پدر شد برات پیامک فرستاد به گوشی خاموشت که : روزت مبارک بابای عزیزم ...
عسل، ای شهدی که برای پدرت شیرین تر از عسل بودی! و این روزها کامت تلخ شده.منو ببخش از اینکه سکوت کردم اون روزهایی که همه دستور سکوت داشتند.همون روزهایی که صداوسیما خبر سقوط فانتوم ترکیه رو داد و هرچی منتظر شدیم یک کلمه از پدرت نگفت ! به هر بهانه ای "ارمیتا احمدی روشن" اون دختر ناز رو اوردند توی تلویزیون و در مراسمهای مختلف در تمام شهرها و همه دخترکها بهش گل دادن تا بدونه باباش دسته گلی بود و پرپرشد. اما پدر تو هم برای حفاظت از نیروگاه هسته ای بوشهر پرواز کرد و پرپر شد ولی کسی نگفت که یه بنده خدایی به علت نقص فنی شهید شد.نمیدونم چرا خلبان ما به اندازه یه ورزشکار پیر یا یک بازیگر یا یک .....بگذریم.نمک نمیزنم به زخمت عزیزم .....پدرت خیلی مرد بود.... اونقدر مرد بود که ساعت 4 صبح که همه خواب بودند برای دفاع از وطن سراسیمه دوید و سوار تامت6062 شد.نزدیک اذان صبح بود.وفتی اذان شد فرشته ها داشتند بدن پدرت رو با آب خلیج همیشه فارس غسل میدادند.اخرین نمازش رو توی دریا ادا کرد. وقتی پیکرش رو دیدم یه چیز خیلی داغونم کرد.این مرد به تمام معنا اونقدر با عجله دوید و سوار جنگنده شد که بند پوتین هاش هنوز باز بود و وقت تلف نکرد تا ببنده.این وقت رو برای حفاظت از من و تو و همه ایران صرف کرد.پدرت خیلی مرد بود.وقتی پیکرش 9 روز بعد از اعماق آب بیرون اومد حسینی وار بیرون اومد ! سر در بدن نداشت.گفتند ایجکت کرده اما هرچی بود از قافله شهدا جانموند.
رفت که عسل های دیگه زیر سایه پدراشون باشن و دست نوازش پدر رو از دست ندن ! روحش شاد....

مصطفی جان ! حرف آخر من اون شعریه که پدرت همیشه زیرلب میخونه:

بعد پرپر شدنت ای گل زیبا چه کنم ؟ / من به داغ تو جوان رفته ز دنیا چه کنم ؟
بهر هر درد دووا هست مگر داغ جوان / من به دردی که براو نیست مداوا چه کنم؟

امضاي کاربر :
یکشنبه 03 آذر 1392 - 16:42
نقل قول تشکر گزارش به مديريت ارسال پيام خصوصي
تشکر شده: 6 کاربر از tomcat6062 به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: samin /wars /reza_f14 /rescue21 /shahrambibal /5922 /



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.




انجمن نظامی آی آر ارتش



سايت نظامي آي آر ارتش در مرداد ماه سال 1391 تاسيس و براي بالابردن معلومات نظامي پارسي زبانان جهان راه اندازي شده است.اين سايت به هيچ ارگان دولتي و نظامي وابسته نيست و کاملا شخصي مي باشد.تمامي حقوق مطالب براي سايت آي آر ارتش محفوظ مي باشد.
ضمنا کپي برداري از مطالب انجمن و سايت با ذکر منبع باعث خوشنودي ماست.



ايميل پست الکترونيکي مديريت سايت : ir.artesh@yahoo.com